چگونه خداوند بدترین بندگان گنهکار را به دوزخ نمی برد ؟ !

چگونه خداوند بدترین بندگان گنهکار را به دوزخ نمی برد ؟ !
تاریخ انتشار : به روز رسانی : 1395/07/27

و خداوند به موسی فرمود . . . 

 بنام خداوند بخشنده و مهربان

 

روزی حضرت موسی ( ع ) از شهری عبور میکرد ، مردم آن شهر را در حال معصیت و فساد میدید و از آنجائیکه

هر چه نصیحت و راهنمایی میکرد ، مردم به او توجهی نکرده و به کار خودشان سرگرم بودند ، از خداوند درخواست

کرد که ، الهی بر این جماعت عذابی نازل کن که دست از زشتکاریهایشان بر نمیدارند .

خداوند فرمود : ای موسی مقداری گندم بردار و در خرابه کنار خانه ات بکار .

موسی عرض کرد ، خداوندا من از تو عذاب این گنهکاران را درخواست میکنم ، ولی تو به من میگویی که گندم بکارم

خداوند فرمود : ای موسی ، کاری که به آن ماموری شدی انجام بده .

حضرت موسی ( ع ) مقداری گندم در کنار خانه اش کاشت و هر روز به آن رسیدگی میکرد ، تا اینکه به مرور گندمها

رشد کرده و بلند شدند .

یک روز خداوند به موسی فرمود : ای موسی ، حال برو و گندمهایی را که کاشتی لگد کن و از بین ببر.

موسی ( ع ) با تعجب از پروردگار پرسید ، آخر این چکاری است که من باید انجام بدم ، مدتها برای آنها زحمت کشیدم

تا به ثمر رسیده ، حالا بروم و آنها را از بین ببرم ؟

خداوند فرمود : موسی تو برای یک مشت گندم که در زمین کاشتی و رشد آن را هم من انجام دادم ، نمیتوانی خودت را

راضی کنی که آنها را از بین ببری ، آنوقت چگونه از من میخواهی بندگانم را که برای من عزیز هستند ، از بین ببرم ؟

اگر میخواستم که برای گناهان بندگانم آنها را نابود کنم ، یک نفر بر پشت زمین باقی نمیماند .

بطوریکه ابراهیم ادهم  (ره) ، زمانی که از خداوند درخواست کرد که ، الهی به من عصمت عطا کن ، خداوند فرمود :

اگر من به همه بندگانم عصمت عطا کنم ، پس دریای غفوریت و رحمانیت من به چه درد میخورد ؟

اگر انسان بداند ، و باز اگر انسان بداند که ، گذشت ، بخشش ، ستاریت ، غفوریت ، رحمانیت و  . . . . . خداوند در

مورد بندگانش به چه اندازه هست ، خدای نا خواسته چه بسا انسانها عمدا  به سمت ارتکاب معصیت میرفتند ، اما . . .

اما از آنجائیکه لذت با خدا بودن را بعضی از انسانها تجربه کردند ، و بوضوح نشئه آنرا دیدند ، طوق بندگی را با

افتخار کامل همچون الگوی بندگی ، حسین ابن علی ( ع ) به گردن آویختند .

در توصیف کرم و بخشش خداوند ، چیزی که ما انسانها از آن میدانیم ، شاید قطره ای از دریای بی پایان باشد  

و در شرح همین قطره هم ،  ما انسانها قادر به پرداختن همه آن نیستیم .

زمانی که حضرت موسی ( ع ) با جمعی از امتش برای رفع خشکسالی و بارش باران به درگاه خداوند دعا میکردند

خداوند به موسی فرمود : ای موسی در جمع شما گنهکاری است که مانع دعای شما میشود ، آنرا از جمع خودتان

خارج کنید تا باران را بر شما نازل کنم .

 موسی رو به امت کرد و گفت یک گنهکار بین ما هست خودش از جمع ما خارج شود تا رحمت خداوند بر ما نازل شود

 هیچکس از جای خود حرکت نکرد ، پس از مدتی ابرها در آسمان ظاهر شد و باران شروع به باریدن کرد .

موسی عرض کرد ، پروردگارا . . . کسی از جمع ما خارج نشد ، پس چگونه باران را بر ما نازل فرمودی ؟

خداوند فرمود : ای موسی زمانی که تو اعلام کردی که گنهکار از جمع ما خارج شود ، او از من خواست که ،

الهی . . . آبروی مرا حفظ کن و مرا شرمنده نکن .

موسی عرض کرد ، خداوندا آیا او را به من نشان میدهی ؟

پروردگار فرمود : آن موقع که با ما قهر بود ، او را به تو نشان ندادم ، حالا که دیگر با ما آشتی کرد .

اینکه بندگان خالص خداوند زمانیکه نام خالقشان می آید اشک از دیدگانشان جاری می شود ، به دلیل اینستکه

آنقدر به او نزدیک شده اند که حضورش را ، عشقش را به همه بندگانش میبینند .

امروز در تمام جهان ما شاهد کثیف ترین و فاسدترین اعمال انسانها هستیم . اما میبینیم که خداوند نعمتهایش را

از هیچکدام دریغ نمیکند . بدلیل اینکه  پروردگار چون خودش انسان را خلق کرده ، از ازل تا ابد انسان را میداند .

میداند که پایان تک تک بندگانش چیست ، و سرای آخرتشان کجاست .

زمانی که برای فتح قلعه خیبر ، در( جنگ خیبر ) ، حضرت رسول ( ص ) عمر و عثمان را قبل از علی ابن ابیطالب

( ع ) برای فتح خیبر مامور کرد ، این به این دلیل بود که رسول خدا میدانستند که کار فتح ، کار عمر و عثمان نیست

ولی به دلیل اینکه بعد از آن ادعا نکنند که اگر ما را هم میفرستادی ، میتوانستیم قلعه را فتح کنیم ، از طرف خداوند

آن فرمان را صادر کردند .

پروردگار هم از عاقبت تک تک بندگانش آگاه است ، فقط به این منظور که فردای قیامت ادعا نکنند که اگر به ما هم

فرصت میدادی ، از بندگان خوب و خالص تو میشدیم ، فرصت زنده بودن و زندگی کردن را در اختیارشان قرار داده

پروردگار بزرگ و مهربان به دنبال کوچکترین بهانه برای بخشیدن بندگانش میباشد ، و اگر انسان متوجه میشد که

چگونه خداوند مراقب اوست ، چه بسا که فکر میکرد که او تنها بنده خداست ، که آنقدر به او توجه دارد .

فهمیدن اینکه خداوند چقدر مراقب حال و روز بندگانش هست و ثانیه ای از او غفلت نمیکند ، خیلی آسان است .

 فقط باید کلمه ((  خداوند ))  را از واژه به عمل تبدیل کند .

امروز در جامعه خود ما ، شاهد گرفتاریها و مشکلات عدیده ای که در زندگی همه ما  وجود دارد هستیم ، و این عذابی

که ما امروز میکشیم از عملکرد خود ماست ، و این را خداوند به صراحت در قرآن کریم به آن اشاره فرموده است .

و باز این از الطاف خداوند است که . . .

روزی یک یهودی مغرض نزد امام حسین ( ع ) آمد و گفت ، شما چطور میگویید که مسلمانان به بهشت میروند در

حالیکه اکثرا در حال گناه و معصیت هستند .

امام حسین ( ع ) فرمود : خداوند در این دنیا آنان را آنقدر گرفتار و معذب میکند تا گناهانشان پاک شود .

یهودی عرض کرد ، اگر پاک نشدند چی ؟

امام حسین ( ع ) فرمود : در موقع سکرات مرگ و فشار قبر آنان را پاک میکند .

یهودی عرض کرد ، اگر پاک نشدند چی ؟

حضرت فرمودند : خداوند در عالم برزخ آنان را آنقدرمعذب میکند تا پاک شوند .

یهودی عرض کرد ، اگر باز هم پاک نشدند چی ؟

در آن موقع حضرت سید الشهداء فرمودند : به کوری چشم شما ، ما اهل بیت شفاعتشان را میکنیم .

امروز همه مصائبی که به ما حادث شده عذابی است که خود مستوجب آن شدیم ، و خداوند رحمان آنرا برای ریختن

گناهان ما قرار داده است ، چون انسان حتی یک سرما خوردگی کوچک هم باعث پاک شدن گناهش میشود .

حاج میرزا اسماعیل دولابی ( رحمت الله علیه ) از عرفای نه چندان دور ، به خواب یکی از مریدانش می آید و میگوید

اگر میدانستم که  چه پاداشی در مقابل هر یک از خواسته های دنیایی به من میدادند ، چه بسا در دنیا همیشه از خداوند

میخواستم که هیچیک از حاجات مرا بر آورده نکند .

متاسفانه ما امروز میبینیم که مردم به جای اینکه سعی کنند در مسیر صحیح قرار بگیرند ، برعکس خطا پشت خطا و

گناه پشت گناه مرتکب میشوند و عمل خود را توجیه میکنند .

نمونه بارز آن گناهانی است که ، با تبدیل نام آن به نامی دیگر ، علنا مرتکب میشویم .

و در اجتماع ما خیلی عادی ، و رسما  تبدیل به قانون شده و ما  داعم میگوییم خدایا چرا دعاهای ما مستجاب نمیشه ؟

و امروز متاسفانه  عرصه زندگی بر همه تنگ شده ، در کشوری که خاک معمولی آن طلاست .

بگردیم ، ببینیم ، اشکال کار ما کجاست ؟

(( فرصت ها چون صاعقه در گذر است . ))

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
تعداد امتیاز کاربران به هر رتبه
1
2
3
4
5
امتیاز: 3
مجموع آرا: 1

درباره نویسنده


تعداد کل مقالات: 26
تعداد کل نظرات : 7
تعداد کل آرا: 167
تعداد کل بازدیدها: 26244

نظرات کاربران

*