چگونه با مدیریت درست به رشد دست بیابیم؟

چگونه با مدیریت درست به رشد دست بیابیم؟

استیو جابز می گوید: " بهترین رهبران, بر جهان تاثیر می گذارند."

چگونه با مدیریت درست به رشد دست بیابیم؟

 

دستیابی به رشد, در یک گروه کوچک تازه کار تا یک شرکت بزرگ چند ملیتی, بدون وجود هدایتگرانی که روی کار خود تعصب دارند و موجب انگیزه ی کارکنان خود می شوند امکان پذیر نیست.

هدایت یک تجارت, همانطور که اساس آن شکل گرفته, به مهار قدرت افراد می پردازد. یک پند تجاری معروف می گوید " هیچ مشکل تجاری وجود ندارد, تنها مردم مشکل سازند." مدیریت افراد آسان نیست؛ هر سازمانی متشکل از اشخاصی است که هرکدام فلسفه, آسیب پذیری, محرک ها, نقاط قدرت و ضعف خود را دارند. رهبری موثراین تفاوت ها را می پذیرد و فرهنگی خلق می کند که در آن افراد می توانند از بیشتر استعدادهای خود استفاده کنند.

به عبارت دیگر, رهبری به معنای خلق ظرفیت دردیگران, تجسم آینده, تعیین جهت اساسی و هم ترازی سازمان و افراد آن با بصیرتی منحصر به فرد است. رهبران و مدیران همانطور که استیو جابز می گوید: " بهترین رهبران, بر جهان تاثیر می گذارند." این رهبران محدود به عرف نیستند؛ بلکه قادر به تفکر خلاقانه هستند. یک ایده ی نوعی که وضعیت موجود آنها را در هم می شکند, می پذیرند. در بازارهای فوق رقابتی امروز, رهبری که مورد تجلیل ما قرار می گیرد, نه تنها اندیشه ای برتر دارد بلکه باهوش است, با حریفان خود رقابت می کند, تمام صنایع ر در هم می ریزد و قواعد بازی را عوض می کند.

چگونه با مدیریت درست به رشد دست بیابیم؟

 

اگرچه رهبران کمتر به تنهایی کسب شکوه می کنند. رهبران بر مدیران تکیه می کنند. رهبری مربوط به بصیرت است درحالی که مدیریت به روند, برنامه ریزی, بودجه بندی, ساختار و کارکنان وابسته است --- وظایفی که یک سازمان را در آنچه که انجام می دهد همیاری می کند. در کتاب شغل مدیریت ( سال 1975), هنری میتزبرگ سه وظیفه ی جامع مدیریت را بر شمرد: اطلاعاتی ( مدیریت به وسیله ی اطلاعات), میان فردی ( مدیریت بین افراد), تصمیمی ( مدیریت از طریق عملکرد).

چگونه با مدیریت درست به رشد دست بیابیم؟

مینتزبرگ اشاره می کند این مهم است که هیچ یک از این نقش ها انحصاری یا دارای امتیاز خاص نیست. رهبری درست, معمولا شامل حرکت یکپارچه بین رهبری و مدیریت و دانستن زمان آن از نظر موقعیتی و این که به کار گیری کدام نقش کاملا مناسب است. خلق ظرفیت سازمانی برای موفقیت مداوم به این معنای جمع آوری گروه ها و مدیریت استعدادهاست. یک گروه موثر چیزی قدرتمند است. افراد در گروه بهتر عمل می کنند, سازنده تر و خلاق تر هستند.همچنین گروه ها می توانند خود گردان باشند, افراد از یکدیگر حمایت کنند و تلاششان بر آن باشد تا از افت گروه جلوگیری کنند. گروه های اجرایی نیازمند نظارت و جهت دهی نسبت به افراد هستند.

عملکرد بر اساس قواعد گروهی انجام می شوند نه انتظارات شخصی افراد. بنابراین غیر منتظره نیست که سازمان های بزرگ ارزش گروه ها را می دانند. برای مثال, گوگل کارگاه هایی را طراحی می کند تا کارکنان بتوانند به آسانی با هم کار کنند.

 

چگونه با مدیریت درست به رشد دست بیابیم؟

فضای این دیدارها به مبلمان راحتی و مواد غذایی مجهز است تا گروه ها با هم کار کنند و دور هم جمع شوند. رهبران گوگل از کارکنان می خواهند تا بر هم تاثیر بگذارند, آنها می دانند که با تشویق گروه کار, کارکنان رضایت و خلاقیت بیشتری از کار دارند و در نتیجه ابداعات افزایش می یابد. گوگل می داند که به نفع کارکنان و درآمد سالیانه ی آن است که محیط کاری مانند زمین بازی باشد --- جایی که افراد می توانند تصور و اختراع کنند.

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 0
sigmaمجموع آرا: 0

ایشان مترجم و مولف مقالات علمی سایت چگانه هستند.

تعداد کل مقالات: 243
تعداد کل نظرات : 29
تعداد کل آرا: 398
تعداد کل بازدیدها: 89630


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)