چگونه اسلام را بشناسیم؟

چگونه اسلام را بشناسیم؟
تاریخ انتشار : به روز رسانی : 1398/01/18

شاید برای بسیاری از ما که دین اسلام را از پیش پذیرفته ایم، این سوال که چگونه اسلام را بشناسیم کمی مضحک به نظر برسد. اما بسیاری از ما شاید هیچگاه درک درستی از واقعیت و ماهیت یک دین از جمله دین اسلام نداشته ایم. همین امر سبب شده است که ابهامات/سوالاتی در خصوص ماهیت و در واقع فلسفه وجودی دین اسلام، احکام و مسلک آن برایمان بوجود آید. این مقاله که برگرفته از سخنان دکتر علی شریعتی است، رویکردی جالب برای شناخت یک دین ارائه می دهد که هم افراد عادی و هم محققان می توانند از آن بهره مند شوند.

برای شناخت هر پدیده ای دانشمندان از رویکرد(approach) یا روش تحقیقی استفاده می کنند. برای درک یا شناخت از یک دین(religion) از جمله دین اسلام(Islam) نیز، وظیفه هر فرد جامعه بویژه محققین و اندیشمندان استفاده از یک روش مناسب برای شناخته آن است. در واقع اگر ما به چیزی اعتقاد داشته باشیم اما آن را نشناسیم، این باور ما هیچ ارزشی ندارد. درخصوص اسلام نیز اگر ما بخواهیم که حقیقت آن را بدانیم نباید از روش های غربی که درخصوص روانشناسی، جامعه شناسی و غیره استفاده می کنند، بهره بگیریم، بلکه باید خود رویکردی ابداع کنیم. دلیل آن این است که اسلام یک بعدی نیست که تنها رابطه بین انسان و خدا را بیان کند، این تنها یک بعد اسلام است، بعد دیگر آن به سبک زندگی ما بر روی زمین برمی گردد. در واقع اگر به کتاب قرآن خوب توجه کنید می بینید که به هر پدیده ای از چندین وجه/منظر نگاه کرده است که علوم مختلفی توانسته اند از آن درس و الهام بگیرند.

مهمترین بعد قرآن که کمتر کسی به آن توجه کرده است، بعد انسانی آن است که شامل منظرها/ابعاد اجتماعی، تاریخی و روانشناسی می شود. دلیل اینکه این ابعاد کتاب قرآن کمتر مورد توجه قرار گرفته اند این است که این علوم نسبت به علوم دیگر جدید تر هستند و در نتیجه از این منظرها کمتر به قرآن توجه شده است.

برای مثال رویداده ها/قصه های تاریخی که در قرآن ذکر شده اند را یک مورخ/تاریخ شناس می تواند از منظر تاریخی، یک جامعه شناس از منظر جامعه شناسی واز منظر علوم طبیعی آن می تواند یک اندیشمند علوم طبیعی/پایه به آنها پرداخته و آنها را مطالعه کند.

در یک تشبیه می توان دین را به یک فرد تشبیه کرد. برای شناخت شخصیت یک فرد از دو روش/بعد می توان استفاده کرد تا شخصیت او کاملا شناخته شود. در یک بعد شما باید بطریق علمی و با مطالعه افکار، نوشته ها، نظرات و دیدگاه های او با او آشنا شوید. اما برخی از ابعاد شخصیت یک فرد هستند که شما نمی توانید از طریق نوشته ها یا سخنان او بشناسید. روش دوم که تکمیل کننده روش/بعد اول است مرور یا بررسی زندگی فرد و کشف پیشینه او است، برای مثال درک نژاد، ملیت، محل زندگی در کودکی و چگونگی رشد و تحصیل او باید بررسی شود.

اسلام مانند یک فرد است که از دو بعد باید شناخته شود اول افکار او و دوم بررسی پیشینه او. افکار و کارهای یک دین در متونی که آن دین به خواندن آنها دعوت می کند می آید و پیشینه و شرح آن دین نیز در تاریخ آن نهفته است. درخصوص دین اسلام نیز ابتدا باید کتاب آن که قرآن کریم است مطالعه شود و روش دوم شناخت آن، مطالعه تاریخ/پیشینه آن است که این تاریخ نشان دهنده تغییرات وقوع پیوسته از زمان رسالت پیامبر اکرم(ص) است. این روشی است که متاسفانه تاکنون کمتر افراد و حتی اندیشمندانی بکار بسته اند.

چگونه اسلام را بشناسیم؟

یکی دیگر از روش های شناخت هر دینی از جمله اسلام، روش نوع شناسی(Typology) است. بدین منظور باید حالات و ابعاد مختلف هر دینی را شناخت و آن را با دیگر ادیان مقایسه کرد. پنج بعد/حالت را می توان برای هر دینی تعریف کرد:

  • خدا یا خدایان هر دین که پیروان آن دین آنها را می پرستند.
  • کتاب یک دین که بنیان قوانین آن دین است و آن دین افراد را به باور و عمل به آن دعوت می کند.
  • پیامبر هر دین که رسالت و ماموریت آن دین را اعلان می کند.
  • روش ظهور یا ارائه رسالت هر دین. در واقع هر پیامبری رسالتی دارد؛ یکی افراد معمولی، دیگر نخبگان یا شاهان یا افراد منتخب را خطاب قرار می دهد. بنابراین ممکن است پیامبری در ظاهر فردی که ساختار قدرت موجود را قبول می کند ظاهر شود و پیامبر دیگری در تقابل با قدرت موجود ظهور کند.
  • پیروان منتخب آن دین که نمونه ها و نمایندگان آن افرادی هستند که در آن دین تربیت شده اند و آن را به جامعه عرضه کرده و تاریخ آن را شکل می دهند.

بنابراین سرآغاز شناخت هر دینی شناخت خداوند آن دین است، در خصوص اسلام نیز ابتدا باید خدا را بشناسد. روش پیشنهادی برای این کار روش نوع شناسی است، یعنی ابتدا باید نوع، منشا، حالت و مفهوم خداوند در اسلام را درک کرد؛ برای مثال آیا خدای اسلام همه جا حاضر است؟ بخشنده است؟ برتر از همه خلایق جهان است؟ و امثالهم.

و برای داشتن دانش درستی از این موارد، فرد باید به قرآن، سخنان پیامبر(ص) و پیروان خاص او توجه کند. در واقع این خصوصیات/سوالات یا در قرآن یا در سخنان پیامبر و پیروانش نهفته است که از آن می توان الله را با دیگر خدایان دیگر مانند آهورمزدا، زئوس و امثالهم مقایسه کرد.

مرحله دوم شناخت قرآن است. در این خصوص می توان سوالاتی مانند اینکه قرآن چه نوع کتابی است؟ آیا بیشتر درخصوص زندگی این جهان یا آخرت صحبت می کند؟ بیشتر به معنویات یا مادیات توجه دارد؟ و در مجموع به چه سوالاتی پاسخ گفته و به چه شکلی به آنها پاسخ می گوید؟

برای مثال به منظور اثبات وجود خدا، آیه ای به ما می گوید: بیایید روحمان را پاک کرده تا خدا را بشناسیم. با مطالعه چه مواردی ما می توانیم درک عمیق از این مسئله داشته باشیم. بعلاوه ما باید قرآن را با دیگر کتب مذاهب دیگر مانند انجیل، تورات و اوستا مقایسه کنیم.

سومین مرحله از شناخت اسلام، به شناخت پیامبر اعظم(ص) بپردازیم. شناخت پیامبر اسلام از منظر تاریخدانان می تواند بسیار اهمیت داشته باشد، زیرا هیچ شخص دیگری در آن زمان مسئولیتی که یک پیامبر به عهده داشته است را به عهده نداشته است. وقتی ما درخصوص شخصیت پیامبر اسلام صحبت می کنیم، هدف ما شناخت جهت گیری او به سمت انسانیت و همچنین رابطه آن با خداست. به بیان دیگر ما باید پیامبر(ص) را هم از بعد انسانی او و هم از بعد رسالت/پیامبری او مطالعه کنیم.

برای مثال از بعد انسانی، ما باید روش صحبت کردن، راه رفتن، فکر کردن و همچنین مواردی مانند رابطه او با دشمنان، دوستان و خارجی ها را مطالعه کنیم.

در مجموع با مطالعه کیفیت زندگی پیامبر و مقایسه او با دیگر پیامبران مانند حضرت عیسی(ع)، موسی(ع)، زرشت و بودا می توان درک بهتری از دین اسلام داشت.

مرحله چهارم مطالعه کیفیت ظهور/ عرضه دین توسط پیامبر اسلام است. برای مثال آیا پیامبر آن دین بدون هیچ مقدمه ای ظهور می کند؟ آیا رسالت خود را می داند؟ چه جریانی هنگام ظهور او وجود داشت؟ چه طبقه اجتماعی او بیشتر به سمت آن تمایل داشت و با چه طبقه ای ستیز می کرد؟ پاسخ به این سوالات به شناخت ما از پیامبر اسلام و همچنین نحوه ظهور او کمک می کند. این جنبه از دین اسلام نیز باید با دیگر ادیان مقایسه شود تا نمود آن بهتر شناخت شود.

تمام پیامبران، به استثناء پیامبران ابراهیمی، قدرت حاکم فعلی را پذیرفته و رسالت خود را با کمک آن قدرت انجام می دادند. در مقابل پیامبران ابراهیمی، از حضرت ابراهیم تا پیامبر اسلام، در مخالفت با قدرت حاکم به پا خواستند. همچنین حضرت موسی نیز با لباس یک چوپان در کاخ فرعون ظاهر شد و مخالفت خود را با فراعنه و ظلم آنها اعلام کرد. این روند در پیامبران دیگر مانند حضرت عیسی(ع) وجود داشت تا به حضرت محمد(ص) رسید که او با اسکتبار، برده داری و ظلم قریش و طائف مبارزه کرد. مقایسه این مورد نیز به درک حقیقت، معنویت و جهت دین اسلام کمک می کند.

مرحله پنجم از شناخت یک دین به شناخت افرادی که جزئی از آن دین و نمود/نماینده آن دین محسوب می شوند، بر می گردد. اگر ما هارون در دین یهود، سنت پاول در مسیحیت و علی و حسین(ع) در اسلام را به عنوان نمونه هایی از آن دین ها مطالعه کنیم، می توانیم هر دین را بهتر بشناسیم. در یک تشبیه می توان گفت که شناخت چنین افرادی بطور علمی و شفاف می تواند مانند شناخت یک کارخانه از طریق محصولات آن باشد، در واقع یک دین به یک کارخانه تشبیه می شود.

حضرت حسین(ع) به عنوان نمونه ای از دین اسلام را در نظر بگیرید. تمام ابعاد زندگی ایشان کاملا شفاف و مشخص است. حساسیت او به مسائل اجتماعی و سرنوشت افراد برای همگان روشن است. در کنار شناخت زندگی و تفکر امام حسین(ع)، می توان آن را با زندگی ابن سینا یا حلاج مقایسه کرد؛ ابن سینا که متاثر از فلسفه ایرانی بود و حلاج که متاثر از صوفی گری. مقایسه این سه فرد به ما کمک می کند که از تفاوت ها و شباهت های بین فلسفه، صوفی گری و اسلام آگاه شویم. ابن سینا یک دانشمند و فیلسوف نابغه است که افتخارات زیادی در علم و فلسفه دارد. اما این فرد بزرگ خود را در نکات فلسفی محبوس کرده و هنگامیکه صحبت از جامعه می شود، او کاملا در چارچوب ساختار قدرت فعلی عمل می کند. او هیچ واکنشی نسبت به سرنوشت انسانیت و جامعه ندارد. تمرکز او تنها روی تحقیق و حل مشکلات علمی است و به سرنوشت خود و جامعه توجه ای ندارد. حلاج نیز که فریاد می زد من در آتش درونم در سوختنم و تمام وجود من خداست. او با تمام وجود در خدا غرق شده بود، اما تصور کنید که در عصر حاضر کل جمعیت ایران به منش او در سلوک عرفانی و حضور خدا فرو رفته باشند. شاید در این حالت ایران دیوانه خانه ای می شد که درآن همه در خیابان ها فریاد می زدند: من را بکشید، بکشید که دیگر تحمل ندارم. چنین حالتی دیوانگی معنوی خوانده می شود. اما اگر تمام افراد یک جامعه همانند حسین(ع) یا ابوذر بودند، زندگی و آزادی در جریان بود؛ دانش و یادگیری و قدرت ثبات در جریان بود؛ دشمنی از بین رفته و تنها حب خداوند وجود داشت.

چگونه اسلام را بشناسیم؟

این موارد تنها برخی از مواردی هستند که برای شناخت یک دین از جمله دین اسلام باید مدنظر قرار گیرند و شناخت عمیق و دقیق هر دینی را می توان در این چارچوب آغاز کرد.

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
تعداد امتیاز کاربران به هر رتبه
1
2
3
4
5
امتیاز: 4.6
مجموع آرا: 16

درباره نویسنده


تعداد کل مقالات: 261
تعداد کل نظرات : 113
تعداد کل آرا: 1349
تعداد کل بازدیدها: 321068

نظرات کاربران

*
A
احسان ( 2017-01-30 12:42:47 )
مقاله بسیار خوبی است