هوش هیجانی چیست و چگونه خود را به فردی با هوش‌هیجانی بالا مبدل سازیم؟

هوش هیجانی چیست و چگونه خود را به فردی با هوش‌هیجانی بالا مبدل سازیم؟
تاریخ انتشار : به روز رسانی : 1395/11/11

در گذشته باوری وجود داشت با این مضمون که افرادی با IQ بالا به مراتب موفق‌تر از سایرین هستند اما این در حالی است که طی چند دههٔ گذشته به وضوح مشخص شده است که افرادی با IQ متوسط اما EQ بالا، در بیش از ۷۰ درصد موافق به موفقیت‌های بیشتری نسبت الباقی افراد دست یافته‌اند. به عبارت دیگر، EQ یا هوش‌هیجانی برگ‌برندهٔ افرادی است که یک سر و گردن از سایرین بالاتر قرار می‌گیرند به طوری که تحقیقات علمی نشان داده است ۹۰ درصد از کسانی که توانسته‌اند در زندگی شخصی و کاری خود به موفقیت‌هایی دست یابند، از هوش‌هیجانی بالایی برخوردار می‌باشند. در این مقاله قصد داریم به بیان نکاتی پیرامون ماهیت «هوش‌هیجانی» و چگونگی ارتقاء آن در خود و سایرین بپردازیم. در ادامه با چگانه همراه باشید.

هوش‌هیجانی «چیزی» است که به سادگی نمی‌توان به وجود آن پی‌برد؛ هوش‌هیجانی روی عملکردمان، نحوهٔ تعامل ما با سایرین و نوع تصمیم‌گیری تاثیرگذار است.

به خاطر غیرملموس بودن ماهیت هوش‌هیجانی، درک و شناخت درست این مفهوم را دشوار ساخته و به سادگی مشخص نمی‌شود که هر کسی چقدر هوش‌هیجانی دارا است و چگونه می‌توان در این حوزه به بهبودهایی دست یافت؛ به طور کلی، هوش‌هیجانی را از ۲ بعد می‌توان مورد بررسی قرار داد که عبارتند از بعدی فردی و بعد اجتماعی.

در بعد فردی این قضیه، ما نیاز به خودآگاهی داریم به طوری که باید شناخت خوبی از احساسات خود به دست آوریم؛ علاوه بر این، ما باید توانایی مدیریت احساسات خود را نیز داشته باشیم به طوری که با آگاهی از احساسات خود، بتوانیم خود را با محیط پیرامون سازگار سازیم. در بعد اجتماعی هم ما از این توانایی برخوردار خواهیم شد تا حالات، رفتار و خلقیات اطرافیان‌مان را درک کرده و از مهارت‌هایی برخوردار خواهیم بود که به مدیریت روابط‌مان با اطرافیان منجر خواهد شد. آنچه در ادامه خواهید خواهند، ویژگی‌هایی است که نشانگر عدم وجود هوش‌هیجانی است. لذا با عمل نکردن به موارد زیر، می‌توان رفتارهایی که منجر به بهبود هوش‌هیجانی می‌شوند را در خود ارتقا بخشید.

سریعا استرسی شدن
اگر شما جزو افرادی هستید که به سادگی استرس می‌گیرید،‌ دائماً نگرانی دارید و با تنش‌های احساسی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنید، خبر ناامیدوار کننده این که شما از هوش‌هیجانی پایینی برخوردارید اما در صورتی که با مهارت‌های بهبود هوش‌هیجانی آشنا شوید، به سادگی خواهید توانست کنترل بیشتری روی برون‌ریز احساسات خود داشته باشید.

افرادی که هوش‌هیجانی خیلی بالایی ندارند، برای مدیریت احساسات خود دست به دامن ابزارهای دیگری می‌شوند که از جملهٔ مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به نگرانی، افسردگی، اعتیاد، خودکشی، نفرت، پرخاشگری و غیره اشاره کرد.

عدم موفقیت در به اثبات رساندن خود
افرادی که از هوش‌هیجانی بالایی برخوردارند، این توانایی را دارند تا هم آدم‌های خوب و مهربانی باشند و هم در عین حال به خوبی می‌توانند خود را به اثبات برسانند و حد و مرزی برای خود و دیگران قائل شوند.

بسیاری از افراد زمانی که با دیگران به اختلاف نظر می‌خورند، به صورت پیش‌فرض رفتار پرخاشگرانه و خصمانه‌ای از خود نشان می‌دهند اما افرادی که از هوش‌هیجانی نسبتاً بالایی برخوردارند، در شرایط چالشی روی رفتار خود کنترل کامل داشته و هر رفتاری که از ایشان سر می‌زند، از یک فیلتر ذهنی عبور کرده که چنین رفتاری باعث می‌گردد تا به سادگی بتوانند افراد مشکل‌‌دار را بدون این که از دست خود ناراحت کنند، از خود دور نگاه دارند.

عدم توانایی در استفاده از واژگان مناسب
افرادی که هوش‌هیجانی بالایی دارند به خوبی به احساسات خود مسلط هستند چرا که شناخت خوبی از رفتارها و احساسات خود در شرایط مختلف دارند. افراد با هوش‌هیجانی بالا بر خلاف سایرین که مثلاً وقتی شرایط خوبی ندارند صرفاً از جمله‌ای همچون «حالم بده!» استفاده می‌کنند، این توانایی را دارند تا بسته با شرایطی که در آن قرار گرفته‌اند از واژگانی مناسب استفاده کنند. هرچه ما برای توصیف شرایط روحی خود از واژگان دقیق‌تری استفاده نماییم، این حاکی از آن است که شناخت دقیق‌تری نسبت به خود و اوضاع پیرامون خود داشته ایم.

به طور مثال، افرادی با EQ بالا، اگر حال‌شان خوب نباشد، بسته به نوع مشکلی که دارند از عباراتی همچون «اعصابم خورده!» و یا «حوصلهٔ کسی رو ندارم!» و یا «الان خیلی عصبانی‌ام!» و … استفاده می‌کنند.

فرضیه‌سازی سریع و دفاع شدید از دیدگاه‌های خود
افرادی که هوش‌هیجانی بالایی ندارند، خیلی سریع در مورد اوضاع پیرامون خود فرضیه‌سازی کرده و دائماً به دنبال جمع کردن مستنداتی برای استحکام بخشیدن به این دیدگاه خود هستند و هرگونه شواهدی که برخلاف دیدگاه‌شان باشد را نادیده می‌گیرند؛ نکتهٔ جالب اینجا است که ایشان برای ثابت کردن ادعای خود، حاضر با بحث و مجادله با دیگران هستند.

چنین خصیصه‌ای برای مدیران بسیار خطرناک است چرا که اگر دیدگاهی داشته باشند که اساساً اشتباه باشد، این دیدگاه نادرست می‌تواند به استراتژی اصلی تیم زیردست ایشان تبدیل شده و به غیر از خود، شرایط کاری دیگران را نیز تحت‌الشعاع قرار دهد.

افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، می‌دانند که وقتی هیجانی می‌شوند بایستی این اجازه را به خود داده تا احساسات درونی ایشان به نوعی به بلوغ برسد چرا که به خوبی می‌دانند بازخوردهای اولیه‌ای که از خود نشان می‌دهند، بر اساس احساسات کنترل می‌شوند نه منطق!

افرادی با هوش‌هیجانی بالا به افکارشون اجازه می‌دهند تا از خامی درآمده و تبعات هرگونه واکنشی را مد نظر قرار می‌دهند. در چنین شرایطی است که به سادگی خود را آمادهٔ رویارویی با چالش‌های روزمرهٔ زندگی می‌کنند.

چسبیدن به اشتباهات گذشته!
آدم‌هایی که از هوش‌هیجانی بالایی برخورداند بدون آن که اشتباهات خود را فراموش کنند، سعی می‌کنند از آن‌ها فاصله بگیرند و در چنین شرایطی است که می‌توانند از اشتباهات خود برای موفقیت‌های آینده درس بگیرند.

اگر اشتباهات گذشته حضور خیلی پررنگی در زندگی روزمرهٔ ما داشته باشند، به مرور زمان اعتماد به نفسمان از بین می‌رود و در صورتی که اگر اشتباهات را به دست فراموشی بسپاریم، احتمال مرتکب شدن اشتباهاتی مشابه در حال و آینده دوچندان می‌گردد.

درک نشدن توسط دیگران
افرادی که از هوش‌هیجانی پایینی برخوردارند همواره احساس می‌کنند که کسی ایشان را درک نمی‌کند چرا که ایشان به خاطر عدم برخورداری از هوش‌هیجانی، نمی‌توانند به سادگی منظور مد نظر خود را به دیگران منتقل کنند.

افرادی که از هوش‌هیجانی بالایی برخورداند، زمانی که در ارتباط با دیگران هستند دائماً در تلاش هستند که متوجه شوند آیا طرف مقابل منظور ایشان را متوجه شده یا خیر که در غیر این صورت به طرز دیگری منظور خود را بیان می‌کنند و این کار را تا جایی ادامه می‌دهند که طرف مقابل کاملاً متوجه منظور ایشان شود.

ناآگاهی در مورد چیزهای تحریک‌کننده
هر کسی خواه هوش‌هیجانی داشته باشد و خواه خیر، با یکسری چیزها به سادگی تحریک می‌شود به طوری که به صورت ناخودآگاه رفتاری غیرمنتظره از وی خواهیم دید. افرادی که هوش‌هیجانی بالایی دارند به خوبی از لیست چیزهایی که می‌تواند به سادگی ایشان را تحریک کند آگاهند و همواره تمام تلاش خود را به کار می‌بندند تا خود را در شرایطی و در کنار افرادی قرار ندهند که تحریک روانی شوند.

عصبانی نشدن
هوش‌هیجانی اصلاً به معنی آدم خوب و مهربان بودن نیست بلکه بدان معنا است که شما این توانایی را دارید تا بسته به شرایط، احساسات خود را کنترل کنید تا بهترین نتیجه نسیب‌تان گردد. گاهی اوقات آدم‌هایی که هوش‌هیجانی بالایی دارند خیلی راحت به دیگران نشان می‌دهند که افسرده، غمگین و یا ناراحت هستند.

اصلا فکر نکنید که اگر همواره نمای خوبی از خودتان به سایرین نشان دهید و همیشه مثبت باشید، کار خوبی کرده‌اید! آدم‌هایی که EQ دارند از این توانایی برخوردار هستند که بازخوردهای مثبت و یا منفی را کاملاً عامدانه در موقعیت‌های مناسب از خود نشان دهند.

متهم کردن دیگران
احساسات از درون ‌آدم‌ها سرچشمه می‌گیرد لذا گشتن به دنبال عوامل بیرونی برای احساسات درونی کاری اشتباه است. علاوه بر این، آدم‌هایی که هوش‌هیجانی بالایی دارند، هرگز به دیگران اجازه نمی‌دهند تا کنترل احساسات درونی ایشان را در دست گیرند.

اجازهٔ بی‌حرمتی توسط دیگران
اگر شما جزو کسانی باشید که به درک عمیقی از خودشناسی رسیده‌اند، دیگران به سختی خواهند توانست چیزی بگویند یا کاری کنند که هویت شما را زیر سؤال ببرد. افرادی با هوش‌هیجانی بالا از اعتماد به نفس لازم برخوردارند و همین اعتماد به نفس واقعی -نه کاذب- این اجازه را به ایشان می‌دهد تا به اصطلاح «خوشان را اوسکل کنند» و کاری کنند که دیگران به ایشان بخندند زیرا ایشان از این توانایی برخوردارند تا خطی فرضی مابین طنز و حقیر جلوه پیدا کردن بکشند و اصلا از این واهمه‌یی ندارند که اگر دیگران به ایشان بخندند، شخصیت ایشان زیر سوال می‌رود اما در عین حال، کسی هم جرات به سخره گرفتن ایشان را دارند.

جمع‌بندی
برخلاف IQ که ارثی است، EQ کاملاً اکتسابی است و با تمرین کردن کارهایی که افرادی با هوش‌هیجانی بالا انجام می‌دهند به راحتی خواهیم توانست در این زمینه پیشرفت‌های بسیاری کسب کنیم تا این که این رفتارها به عادت در ما دربیایند تا جایی که دیگر به صورت ناخودآگاه رفتارهایی کاملاً منطقی و برگرفته از درک‌مان از محیط پیرامون و نه احساسات از ما نمایان خواهد شد (البته به خاطر داشته باشیم که برخی افراد هستند که ذاتاً هوش‌هیجانی بالایی دارند.)

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
تعداد امتیاز کاربران به هر رتبه
1
2
3
4
5
امتیاز: 4.8
مجموع آرا: 4

درباره نویسنده


تعداد کل مقالات: 12
تعداد کل نظرات : 2
تعداد کل آرا: 53
تعداد کل بازدیدها: 7354

نظرات کاربران

*