نحوه تعیین ارزش و ارزشگذاری شرکت های استارتاپ

نحوه تعیین ارزش و ارزشگذاری شرکت های استارتاپ

ارزشگذاری شرکت ها یکی از دشوارترین حوزه های مالی است. برای شرکت های سهامی و بالغ که درآمد و عایدهای مستمری دارند، معمولا این کار از طریق محاسبه ضریبی از درآمد قبل از بهره، مالیات، استهلاک انجام می شود. اما برای کسب و کارها یا شرکت های نوپا(استارتاپ) که به مرحله کسب درآمد و محاسبه میزان سود یا درآمد نرسیده باشند این کار بسیار چالشی و دشوار است. در زیر به نحوه ارزش گذاری(Valuation) و تعیین ارزش شرکت های نوپا یا استارت آپ ها(Startups) پرداخته می شود.

رویکرد هزینه(Cost to duplicate)

یک رویکرد برای ارزشگذاری استارت آپ ها، رویکرد محاسبه مبتنی بر هزینه رشد(تکثیر) شرکت است. یعنی در این روش محاسبه می شود که چقدر هزینه لازم است که شرکتی مانند شرکت فعلی ایجاد کنیم. به این روش، روش بررسی ارزش شرکت های مشابه نیز گفته می شود. ایده محاسبه به این روش براین اساس استوار است که یک سرمایه گذار بیش از هزینه دوبرابر کردن این استارت آپ پرداخت نمی کند. در این روش معمولا دارایی های فیزیکی برای محاسبه ارزش بازار شرکت در نظر گرفته می شود. در حوزه هایی مانند طراحی و تولید نرم افزار با استفاده از این روش، ارزش گذاری شرکت استارتاپی برمبنای هزینه کل زمانی که برای تولید نرم افزار گذاشته شده است، مبنای محاسبه قرار می گیرد. در واقع در این روش کل هزینه هایی که برای تولید و عرضه محصول لازم است در نظر گرفته می شوند و دو برابر آن عرضه می شود. عیب این روش این است که پتانسیل این شرکت نوپا/استارتاپ برای درآمد زایی در آینده در نظر گرفته نمی شود. همچنین مواردی مانند ارزش برند استارتاپ و دارایی های ناملموس دیگر لحاظ نمی شود.

روش چند برابر بازار(Market multiple)

این روش برمبنای ارزش گذاری و معاملاتی که برای دیگر شرکت های مشابه انجام شده است، انجام می شود. در این روش بررسی می شود که یک سرمایه گذار چه مبلغی را برای یک شرکت پرداخت می کنند و چند برابر آن را مبنای محاسبه ارزش شرکت استارتاپی می کنند. برای مثال با بررسی ارزش یک نرم افزار موبایلی(شرکت دارای چنین نرم افزاری)، ارزش یک استارتاپی که محصول مشابهی دارد، محاسبه می شود. اگر محصول نرم افزار موبایل شرکت استارتاپی در مرحله اولیه توسعه محصول بود، بنابراین ضریب کمتری نسبت به ارزش محصول شرکت های مشابه می گیرند. یعنی اگر در مثال یک نرم افزار موبایل شرکت فعلی 5 واحد فروش دارد، شرکت استارتاپی رقم کمتری نسبت به پنج واحد ارزش گذاری می شود.

برای ارزشگذاری شرکت های استارتاپی که در مرحله شکل گیری قرار دارند، پیش بینی های زیادی در خصوص فروش آتی و عایدهای آتی این شرکت باید صورت پذیرد. تامین کنندگان سرمایه معمولا منابع مالی برای کسب و کارها هنگامیکه اطمینان کنند که محصول یا مدل کسب و کار بنگاه خوب و درآمدزاست را تامین می کنند. در واقع در مقایسه با شرکت های فعالی که ارزشگذاری آنها برمبنای درآمد/عایدی های انهاست، ارزشگذاری استارتاپ ها مبتنی بر ضرایبی از درآمد است.

یک عیب این روش ارزشگذاری این است که پیدا کردن شرکت های مشابه همیشه آسان نیست، بویژه در فضای استارتاپ ها که محصولات نوآور و بدیع دارند. ضمن اینکه ارزش واقعی معامله شده شرکت های مشابه در بسیاری از موارد افشا نمی شود.

روش تنزیل جریان نقد

در بیشتر استارتاپ ها بویژه آنهاییکه هنوز به مرحله درآمد زایی نرسیده اند، بیشترین ارزش در پتانسیل های درآمدزایی استارتاپ نهفته است. در روش تنزیل جریان نقد، پیش بینی نسبت به جریان نقد آتی که شرکت ایجاد خواهد کرد، انجام شده و سپس از روش محاسبه نرخ بازگشت سرمایه، ارزش این جریان نقد محاسبه می شود. نرخ تنزیل بالایی برای استارتاپ ها در محاسبه نرخ بازگشت سرمایه لحاظ می شود، بدین دلیل که ریسک بالایی وجود دارد که این شرکت در ایجاد جریان نقد(ورودی) با شکست مواجه شود.

دشواری این روش ارزشگذاری شرکت های استارتاپ این است که کیفیت محاسبه به توانایی تحلیگر مالی در پیش بینی شرایط آتی بازار و تخمین های خوب درخصوص نرخ های رشد بلند مدت بستگی دارد. در بیشتر موارد پیش بینی فروش و عواید حاصل از آن برای سال های آتی بیشتر به یک حدس یا گمان شباهت دارد. ضمن اینکه ارزش روش تنزیل جریان نقد بسیار به نرخ بازگشت سرمایه پیش بینی شده برای تنزیل جریان نقد بستگی دارد.

ارزشگذاری مرحله ای

در این روش ارزشگذاری شرکت های استارتاپ، مرحله توسعه استارتاپ مورد توجه و بررسی قرار می گیرد. در این روش برای هر مرحله از توسعه و رشد استارتاپ ریسکی در نظر گرفته می شود و هرچه استارتاپ در مرحله پیشرفت باشد، ریسک شرکت کمتر شده و ارزش آن بیشتر می شود.

برای مثال در این روش مراحل زیر برای رشد و توسعه استارتاپ تعریف می شود:

  • ایده یا طرح کسب وکار جالب
  • تیم مدیریت قوی برای اجرای این طرح
  • محصول نهایی یا نمونه اولیه از فناوری/محصول
  • شرکای استراتژیک و نشانه هایی از مشتریان
  • نشانه هایی از رشد درآمد و مسیرهای شفاف به سوی سودآوری

برای مثال اگر ارزش شرکت در مرحله اول 500 واحد تعریف شود به صورت پله ای این ارزش استارتاپ افزایش یافته و در مرحله آخر می توان ارزش آن را 5000 واحد یا بیشتر تعریف کرد.

البته این ارزشگذاری بسته به طرح استارتاپ و سرمایه گذار متفاوت است، اما بطور کل هنگامیکه تنها یک طرح کسب و کار است، طرح/استارتاپ کمترین ارزش را برای سرمایه گذاران دارد. بتدریج و با آشکار شدن نشانه هایی از رشد، جذب مشتریان و درآمد زایی ارزش بیشتری برای استارتاپ نمایان و ارزشگذاری می شود. البته براساس این روش، بسیاری از سرمایه گذاران و شرکت های سرمایه گذار رویکرد تامین مالی مرحله ای را برای استارتاپ ها بر می گزینند؛ بدین طریق که در مرحله اول منابع مالی برای تحقیق و توسعه محصول توسط تیم استارتاپی فراهم می کنند و در مرحله بعد برای تولید انبوه و عرضه به بازار آن تامین مالی می شوند.

در نهایت می توان گفت که ارزش گذاری شرکت های استارتاپی از آنجاییکه بسیاری از جنبه های این شرکت هنوز مبهم است بیشتر به یک هنر شباهت دارد تا علم و تکنیک های علمی. در واقع استارتاپ را می توان به یک جعبه تشبیه کرد که این جعبه براساس آنچه درون آن ریخته می شود(شامل تخصص اعضای آن، ایده، پیش بینی از مشتریان و درآمد و غیره) ارزش می یابد و همچنین از این حیث که این جعبه می تواند سودآوری چند برابر از انتظار داشته باشد یک جعبه جادویی است.

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 2.8
sigmaمجموع آرا: 4

ایشان مولف مقالات علمی سایت چگانه بوده و به حوزه فاوا و کارآفرینی علاقه دارند.

تعداد کل مقالات: 260
تعداد کل نظرات : 65
تعداد کل آرا: 1004
تعداد کل بازدیدها: 105890


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
F
Fa ( 2017-07-25 17:10:01 )
بسیار خوب