معنی لب و لعل در شعر فارسی و حافظ

معنی لب و لعل در شعر فارسی و حافظ

همانطور که در مقالات معنی زلف، گیسو و طره در اشعار حافظ چیست؟ و می، باده و شراب در شعر فارسی به چه معناست؟ واژگان بسیاری در ادبیات، اشعار و غزلیات فارسی بویژه در اشعار شاعرانی همانند حافظ و سعدی وجود دارند که با استعاره از مضامین مادی و عاشقانه سعی کرده اند که مفاهیم معنوی و عشق واقعی را منتقل کنند. یکی از این واژگان که در این مقاله به آن پرداخته می شود واژه لب است که در برخی از ابیات با کلمه لعل یا عباراتی مانند لب شیرین، لب نوشین یا لب نوش و لب لعل استفاده شده است. در اینجا سعی می شود معنی و مفهوم لب و لعل در شعر و غزل فارسی و با تکیه بر چند بیت از حضرت حافظ که بسیار از واژه های لب، لعل و می لعل استفاده کرده است، توضیح داده شود.

در ابتدا باید بگوییم که از واژه لعل بسیار در اشعار عرفا و شاعران پارسی استفاده شده است و این واژه استعاره از لب و سرخی لب محبوب و معشوق است. بنابراین در تفسیر معنای لب در اینجا هر دو واژه لب و لعل منظور است. پیش از بیان معنی لب ابتدا به برخی از دیگر معانی و مفاهیم استعاری لعل اشاره می شود.

معنای لعل

  • یکی از معانی که برای کلمه لعل در ادبیات و اشعار فارسی استفاده شده است، استعاره از آن به معنای می و باده است، که دلیل آن سرخی لعل که همان سرخی سنگ یاقوت است و شباهت این سرخی با سرخی می و باده است.

معنی لب و لعل در شعر فارسی و حافظ

  • همچنین در اندک مواردی از معنای واقعی لعل که همان یاقوت، سنگ سرخ و قیمتی و مستحکم است استفاده شده است، مانند بیت زیر: گويند سنگ لعل شود در مقام صبر   *   آري شود و ليك به خون جگر شود
  • درمواردی نیز از لعل به معنای اشک البته اشک سرخ و خونین استفاده شده است، مانند بیت زیر از خواجه حافظ شیرازی: ز چشمم لعل رمانی چو می خندند می بارند  *  ز رویم راز پنهانی چو می بینند می خوانند. که در اینجا لعل به معنای اشک و رمانی به معنای انارگونه و سرخ است و در کل به معنی اشک سرخ و خونین است.

معنی لب و لعل در شعر فارسی و حافظ

معنای لب در شعر و غزل فارسی

همانطور که ذکر شد در اشعار شاعران کهن فارسی و بطور خاص حافظ شیرازی، کلمات لب و لعل به دلیل سرخی و شباهت آن به یکدیگر در ترکیب یا به جای یکدیگر استفاده شده اند. اما دلیل استفاده شاعران حکیم و عارف از لب و اصطلاحاتی همچون لب شیرین، لب لعل و لب نوشین را می توان در چهار ویژگی که شما در یک رابطه عاشقانه و به اصطلاح معاشقه دارید، توضیح داد. در یک معاشقه که به اصطلاح عام حالت لب دادن یا لب گرفتن وجود دارد، این لب گرفتن/لب دادن را می توان ناشی از چهار حالت معشوق و عاشق به یکدیگر دانست.

  • این لب گرفتن/لب دادن به دلیل اشتیاق و شوق رسیدن به معشوق یا تمنای وصال اوست
  • این لب گرفتن/لب دادن ناشی از عشق حقیقی و واقعی است که از طریق بوسه ی پاک و بی غل و غش بر لب یار منتقل می شود
  • این لب گرفتن/لب دادن از طریق لب که محل صدور سخن است انجام می گیرد. در تفکر عرفانی و فلسفی شما حتی هنگام فکر کردن نیز گویی سخن می گوید و چون برای بیان این سخن باید از لب و دهان استفاده کنید، پس برای بیان یک عشق واقعی نیز باید از این محل و مجرا استفاده کنید. در حالت مادی و جسمی این کار از طریق بوسه یا لب دادن صورت می گیرد.
  • لب یکی از اعضای کوچک بدن محسوب می شود و عرفا و حکمای شاعر آن را استعاره ای از جوهره وجودی هر عاشق می دانند که این جوهر یا اصل وجودی هر کس نیز بسیار کوچک و در واقع عصاره وجودی اوست.

 

بنابراین بطور خلاصه می توان گفت که شعرا، عرفا و حکیمان فارسی زبان ما از کلمه لب و لعل به معنای محلی برای بیان و صدور عشق حقیقی که ناشی از جوهره و ذات انسان است، استفاده کرده اند. همچنین از این طریق است که شما می توانید عشق واقعی خود را درک و لمس کرده و به وصال او برسید. با دقت در ابیات زیر از خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی این معانی را می توانید از آنها استنتاج کنید.

ياد باد آن كه چو ياقوت قدح خنده‌ زدي   *   در ميان من و لعل تو حكايت‌ها بود

لعل لبت بُرد از ياد حافظ  *  ورد شبانه درس سحرگاه

(که در اینجا منظور این است که وصال حقیقی عارف و رندی همچون حافظ را از ظواهر دینی مانند ورد و دعا شبانه و درس و مکتب دور کرده است)

خدا را اي رقيب امشب زماني ديده بر هم نه    *   كه من با لعل خاموشش نهاني صد سخن دارم

توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون   *   می گزم دست چرا گوش به نادان کردم

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 5
sigmaمجموع آرا: 6

ایشان مولف مقالات سایت چگانه هستند

تعداد کل مقالات: 294
تعداد کل نظرات : 142
تعداد کل آرا: 1264
تعداد کل بازدیدها: 177824


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
R
رضا ( 2017-05-06 19:55:31 )
نکات جالبی گفتید. ممنون