قانون جذب از نگاه اسلام و عرفان

قانون جذب از نگاه اسلام و عرفان

قانون جذب(Law of Attraction) یکی از نظریه های روانشناسی است که بیشتر در حوزه های موفقیت شخصی یا سازمانی مورد استفاده قرار می گیرد. بر مبنای نظریه یا قانون جذب شما به هرچه فکر کنید به آن جذب شده و به آن خواهید رسید. در زیر به بررسی و توضیح قانون جذب از نگاه روانشناسی و بررسی و مقایسه آن با تعالیم اسلامی و عرفانی می پردازیم.

سه اصل اساسی در قانون جذب به شرح زیر هستند:

اولین اصل/بیان از قانون جذب: اگر شما هدفی را برای خود در نظر بگیرید و مستمرا به آن فکر کنید، در مغز شما شبکه های عصبی خاصی برای رسیدن به آن هدف ایجاد خواهد شد و این حالت سبب می شود که شما به راحتی به آن هدف خود برسید.

دومین قانون جذب: اگر شما هدف خود را مشغله ذهنی خود قرار دهید، آن هدف در ضمیر ناخودآگاه شما شکل می گیرد و ضمیر ناخودآگاه شما تمام وجود شما از جمله ذهن خودآگاه شما را در جهت رسیدن به آن هدف هدایت کرده و بکار می گیرد.

سومین قانون جذب: سومین قانون نیز واکنش جهان هستی را در مقابل این هدف شما بیان می کند یعنی اگر شما هدفی را مدام در ذهن داشته باشید و مشغله ذهنی خود کرده باشید و کارهای متناسب با این هدف انجام دهید، جهان هستی نیز در مسیر برآورده شدن خواسته شما حرکت خواهد کرد.

از دیدگاه اسلامی اصل یا بیان اول از قانون جذب را می توان در چارچوب مفهوم تمرین و تداوم که در تعالیم اسلامی آورده شده است، تعریف کرد. یعنی تمرین و ممارست در راه رسیدن به هدفی بسیار در تعالیم اسلامی مورد توجه قرار گرفته است همانطور که در حکمت 207 نهج البلاغه حضرت علی(ع) می فرمایند(ترجمه فارسی): اگر هدف شما صبور شدن باشد، با مداومت به حلم/صبر مغز و روان شما در مسیر حلیم شدن تغییر می کند.

اصل یا بیان دوم قانون جذب را می توان در تعالیم اسلامی به اصل تلقین یاد کرد. نمونه ای از آن نیز در حکمت 457 نهج البلاغه آمده است که می فرمایند: هر کسی مصیبت های کوچک را بزرگ شمارد خدا او را به مصیبت های بزرگ گرفتار می کند. این بیان در واقع نشان دهنده همان مبحث تلقین است که نشان می دهد شما هر آنچه در ذهن خود تصور کنید به آن خواهید رسید(یا در این مورد دچار خواهید شد).

دو اصل استمرار/تمرین و تلقین در بسیاری از تعالیم دینی ما از جمله واجبات مسلمانان مورد توجه قرار گرفته است که نمونه بارز آن نمازهای یومیه است. در آداب نماز شما بحث تلقین یا همان نیت و همچنین تمرین یا همان تکرار ارکان نماز را مشاهده می کنید که نشان دهنده نیاز به استمرار عمل به جهت ملکه ذهن شدن و رسیدن به هدف(که در اینجا قرب الهی است) می باشد.

 درخصوص اصل یا بیان سوم از قانون جذب نیز که به بحث واکنش/عکس العمل جهان هستی نسبت به کنش و نیات انسان می پردازد نیز با وجودیکه اختلاف نظرهای مختلفی بین علمای اسلام، فلاسفه و عرفا با روانشناسان در خصوص صحت این بیان وجود دارد، اما می توان این تعبیر از قانون جذب را اینگونه از دیدگاه اسلامی بیان کرد که همانگونه که در تعالیم اسلامی ذکر شده تمامی عالم هستی( که توسط فرشتگان تدبیر می شوند) در خدمت و در تسخیر انسان است. یعنی اساسا حرکت عالم هستی به سمت تعالی و کمال انسان است و هر جا که انسان عمل/کنشی به این جهت داشته باشد، عالم هستی نیز هم راستا با آن در حرکت است.

شاید بتوان این بیان از قانون جذب و این تعالیم اسلامی را با نمونه هایی از شواهد موجود تشریح کرد. در واقع اگر دقت کنید هرجا که بشر هم راستا با طبیعت حرکت کرده است توانسته به موفقیت هایی دست یابد و در جاییکه بشر عملی در تضاد با نظام طبیعی برداشته است، دچار زیان هایی شده است – مصداق آن زیان هایی است که بشریت از دخل و تصرف در جنگل ها، مراتع، دریاها و امثالهم کرده است.

قانون جذب از دیدگاه عرفا

از دیدگاه عرفا قانون جذب در واقع کشش و تمایل انسان به سمت حقیقت است. عرفا معتقدند که انسان از ازل تا ابد به دنبال حقیقت بوده است و این حقیقت است مانند کهربایی انسان را به سوی خود جذب می کند. حال این حقیقت چیست، این حقیقت ذات حق تعالی است که در نظام هستی و طبیعت نمود و تجلی می یابد. بنابراین می توان گفت که هر اقدامی که انسان در جهت این نظام هستی که در واقع ذات حق تعالی است بر دارد، جهان هستی نیز آن را به خود جذب می کند و این دقیقا با اصل سوم قانون جذب سازگار است. این نگاه عارفانه به نظام هستی را در بیت زیر از حکیم شیخ محمود شبستری می توان مشاهده کرد:

حقیقت کهربا، ذات تو کاه است       اگر کوه تویی نبود، چه راه است

که در اینجا حقیقت هستی به کهربا و ذات انسان به کاه تشبیه شده است که کهربا می توان کاه را جذب کند و منظور از کوه تویی یعنی کوهی از خودخواهی و منیت انسان است که اگر انسان تکبر و خودخواهی را کنار بگذارد و در چارچوب نظام هستی حرکت کند به حقیقت هستی جذب می شود.

بطور خلاصه می توان گفت که قانون جذب از جنبه هایی درست است اما اگر صرفا این قانون بخواهد جنبه های مادی این کنش و واکنش انسان با نظام هستی را در نظر بگیرد، در تضاد با اصول اسلامی و عرفانی و اساسا در تضاد با ماهیت و حقیقت هستی است زیرا که این نظام هستی یک بعد فرامادی نیز دارد که همان بعد شکل دهنده قانون جذب می باشد. اما متاسفانه برخی از مروجان این نظریه به این بعد معنوی و فرامادی انسان و نظام هستی توجه نمی کنند و تنها نگاهی مادی بع تعاملات بشری داشته و سعی می کنند براساس چنین نظریاتی انسان را به سوی موفقیت سوق دهند که ممکن است در بسیاری از مواقع –یعنی اگر آن بعد فرامادی در نظر گرفته نشود- با شکست مواجه شوند.

مطلب فوق از منابع مختلف اینترنتی از جمله سایت پرسمان و وبسایت حکیم ابراهیمی دینانی اقتباس شده است.

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 0
sigmaمجموع آرا: 0

ایشان مولف مقالات سایت چگانه هستند

تعداد کل مقالات: 516
تعداد کل نظرات : 152
تعداد کل آرا: 1834
تعداد کل بازدیدها: 324265


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)