عشق از نگاه فلسفه (چگونه عشق را درک کنیم؟)

عشق از نگاه  فلسفه (چگونه عشق را درک کنیم؟)

تعریف عشق در مکاتب فکری وفرهنگ های گوناگون، متفاوت است. امروز می خواهیم کمی در مورد عشق از نگاه فلسفه صحبت کنیم. البته بحث در مورد مسئله عشق زمان بسیار زیادی را می طلبد که نگارنده سعی بر این داشته تا حد امکان به چکیده ای در این مورد بسنده کند.

 

اجازه ندهید کلمه "عشق" عشق شما را توصیف کند.

عشق قوی ترین احساسی است که انسان زمینی می تواند آن را تجربه کند. مسئله عجیب اینجاست که تقریبا هیچکس نمی تواند عشق را تعریف کند! به این دلیل که برداشت و قرائت هر کس از عشق متفاوت است.عشق از نگاه  فلسفه (چگونه عشق را درک کنیم؟)

از کلمه عشق استفاده ها و سوء استفاده های زیادی برای تعریف احساسات مختلفی استفاده شده.

از کلمه دوست داشتن برای توضیح محبت به یک فرد استفاده می شود (دوستت دارم) و از طرفی برای توضیح لذت نیز استفاده می شود (من شکلات دوست دارم). اگر بخواهیم این تعریف را پیچیده تر کنیم می توانیم بگوییم: عشق می تواند نشان دهنده ی یک خصلت خوب انسانی باشد که بر پایه دلسوزی، محبت و صمیمیت بنا شده. این تعریف مبین یک موقعیت وجودی است و ارتباطی با کسی یا چیزی خارج از ما ندارد و یک سوبژه تلقی می شود.

در یونان باستان 7 تعریف برای عشق در نظر گرفته شده بود:

استورج (Storge):  به معنی محبت طبیعی، عشقی که با خانواده خود تقسیم می کنید.

فیلیا (Philia): عشقی که به دوستان خود می دهید.

اروس (Eros): بخش جنسی عشق.

آگاپه (Agape): عشق بدون قید و شرط، عشق الهی

لودوس (Ludus): عشق بازیکوش و کودکانه

پراگما (Pragma): عشق طولانی مدت. رابطه زنا شویی

فیلوتیا (Philautia): عشق به خود

این 7 نوع عشق بود، در واقع در این تقسیم بندی عشقی که شما نسبت به معشوقه ی خود حس می کنید با عشقی که به مادر خود دارید، متفاوت است. در واقع عشق در موقعیت های مختلف متفاوت است.

اما ما از یک کلمه برای همه آن ها استفاده می کنیم. این دلیل محکمی است برای اینکه متوجه شویم سوء  تفاهمی که بر سر مفهوم عشق ایجاد می شود از کجا نشات می گیرد .

این سردرگمی تنها بین برداشت دو انسان از عشق پیش نمی آید بلکه ذهن یک فرد هم ممکن است آن را درک نکند.

چیزی که شما احساس می کنید در کنترل نیم کره ی سمت راست بدن شما است در حالی که زبان در کنترل نیم کره چپ بدن شما است.

عشق یک تمرین است. مسئله پیدا کردن یا نکردن عشق نیست.

کلمات ابزار بسیار قدرتمندی هستند، نه تنها در ارتباط برقرار کردن با دیگران بلکه در ارتباط با خودتان. کلماتی که شما استفاده می کنید، آگاهی شما را می سازند و در نهایت واقعیت شما را. اگر از کلمات درست  استفاده کنید، کمتر در مورد کلمه عشق سردرگم می شوید. برای مثال نگویید: "من عاشق شکلات هستم" به جای آ بگویید "من از شکلات لذت می برم". زمانی که شما برای شکلات از کلمه عشق استفاده می کنید،  باعث می شود برای ابراز عشق به یک فرد دچار سردرگمی شوید.

با عشق، به آن چیزی که می خواهید می رسید.

عشق بین دو نفر زمانی به وجود می آید که تعاملی که بین دو فرد وجود دارد بر اساس صداقت، اعتماد و احترام باشد. این سه پیش شرط های شکل گیری عشق بین دو انسان می باشد.

عشق خود را پیدا کنید.

به دنبال عشق زندگی خود باشید. دقت کنید از کلمه عشق به موقع و به جا استفاده کنید. بگویید "من به دنبال عشق زندگی خود می گردم" و نه "من به دنبال رابطه می گردم".

بودن در رابطه اصطلاح  بازاری است که در مجلات و رسانه ها بوجود آمده. شما عشق می خواهید! این اصطلاح برای اشاره به گروهی از افراد مناسب است اما در بیان کردن وضعیت فرد، دچار ابهام است.

مهمترین سوال باید این باشد: آیا من در حال تجربه کردن عشق هستم یا نه؟عشق از نگاه  فلسفه (چگونه عشق را درک کنیم؟)

برای درک معنای عملی و کاربردی عشق و درک عشق واقعی از نگاه روانشناسی می توانید به مقاله چگونه بفهمیم کسی ما را واقعا دوست دارد، عاشق واقعی است و به ما علاقه دارد(1) رجوع کنید.

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 5
sigmaمجموع آرا: 4

ایشان مولف مقالات علمی سایت چگانه هستند

تعداد کل مقالات: 588
تعداد کل نظرات : 416
تعداد کل آرا: 2920
تعداد کل بازدیدها: 270542


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)