سه روش ساده و رایج ارزش گذاری و تعیین ارزش پیش سرمایه گذاری استارتاپ ها

سه روش ساده و رایج ارزش گذاری و تعیین ارزش پیش سرمایه گذاری استارتاپ ها

در مقاله نحوه تعیین ارزش و ارزشگذاری شرکت های استارتاپ و 9 روش ارزشگذاری و تعیین ارزش استارتاپ ها درخصوص چارچوب ها و روش های ارزشگذاری و تعیین ارزش شرکت ها و بویژه استارتاپ ها توضیح داده شد و 9 روش مرسوم ارزشگذاری شرکت ها/استارت آپ ها معرفی شدند. در این روش جزئیات سه روش از 9 روش ذکر شده در مقاله 9 روش ارزشگذاری و تعیین ارزش استارتاپ ها توضیح و تشریح می شوند. یادآور می شوم که روش تنزیل جریان نقد ورودی در مقاله نحوه تعیین ارزش و ارزشگذاری شرکت های استارتاپ توضیح داده شده است.

روش برکوس(Berkus)

می توان یک قاعده کلی برای ارزشگذاری استارتاپ ها با روش برکوس تعریف کرد؛ ارزش پیش سرمایه گذاری(pre-money value) استارتاپ ها نباید بیش از یک دهم ارزش درآمد استارتاپ در 5 سال آینده باشد. در این روش به عواملی که در زیر فهرست شده اند برمبنای پیش بینی که از درآمد یا عایدی های یک استارتاپ ها صورت می پذیرد، منابع مالی تخصیص داده می شود. فرض کنید که پیش بینی می شود یک استارتاپ تا 5 سال آتی 20 میلیون واحد درآمد داشته باشد، در نتیجه برای هر یک از موارد زیر منابع مالی با ارقام زیر تخصیص می یابد:

  • ایده ناب و اولیه: نیم میلیون واحد
  • نمونه اولیه(به جهت اینکه داشتن نمونه اولیه ریسک فناوری را کاهش می دهد): نیم میلیون واحد
  • تیم مدیریت کیفیت(به دلیل اینکه داشتن تیم مدیریت ریسک اجرایی را کاهش می دهد): نیم میلیون واحد
  • روابط استراتژیک(به دلیل کاهش ریسک بازار): نیم میلیون واحد
  • عرضه یا فروش محصول(کاهش ریسک تولید): نیم میلیون واحد

توجه کنید که این ارقام حداکثر ارقامی هستند که می توان برای مرحله پیش سرمایه گذاری یک استارتاپ تعریف کرد و سرمایه گذار با توجه به درآمد و پیش بینی که از آن دارد می تواند ارقام کمتری را به هر کدام از موارد فوق اختصاص دهد. دلیل آن هم این است که سرمایه گذار ریسک این استارتاپ را می پذیرد و تنها برمبنای پیش بینی درآمد می خواهد این سرمایه گذاری را انجام دهد. ضمن اینکه توجه کنید که اگر استارتاپ در مرحله درآمدزایی باشد، این روش کاربرد ندارد، زیرا درآمد واقعی به منظور پیش بینی ارزش شرکت/استارتاپ در طول زمان می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

روش مجموع عوامل ریسک(Risk Factor Summation)

این روش را می توان تکامل یافته روش برکوس یا روش های دیگر مانند کارت امتیازی دانست، زیرا این روش ها مجموعه ای محدود از معیارهای مهم برای سرمایه گذاری را در نظر می گیرند. در حالیکه روش مجموع عوامل ریسک مجموعه عوامل بیشتری را برای ارزشگذاری استارتاپ ها/شرکت های نوپا لحاظ می کند. این روش ریسک های مختلفی که یک استارتاپ مخاطره پذیر متحمل می شود را در نظر می گیرد. این عوامل ریسکی یک استارتاپ موارد زیر هستند:

  • ریسک مدیریت
  • مرحله رشد استارتاپ
  • ریسک های قانونگذاری/سیاسی
  • ریسک تولید
  • ریسک فروش و بازاریابی
  • ریسک تامین سرمایه/تامین مالی
  • ریسک رقابت
  • ریسک فناوری
  • ریسک نقدشوندگی
  • ریسک های بین المللی
  • ریسک شهرت(برندسازی)
  • ریسک پتانسیل خروج سودآور(سرمایه گذار)

هر کدام از این ریسک ها برمبنای ارقام زیر رتبه بندی یا ارزشگذاری می شوند:

  • +2: یعنی بسیار مثبت برای رشد شرکت و منجر به سودآوری فوق العاده می شود.
  • +1: مثبت
  • صفر0: خنثی
  • -1: برای رشد و سودآوری شرکت استارتاپی منفی است
  • -2: بسیار برای رشد و سودآوری استارتاپ منفی است

حال فرض کنید که میانگین ارزش پیش سرمایه گذاری(pre-money valuation) یک استارتاپ در منطقه شما 2 میلیون است. اگر ارزیابی شما از 12 عامل ریسک استارتاپ فوق الذکر نشان می دهد که شما 5 عامل خنثی(5 صفر) دارید، 5 عامل مثبت 1، یک عامل منفی 1، یک عامل منفی 2، شما می توانید 500 هزار واحد به 2 میلیون ارزش پیش سرمایه گذاری اضافه کنید. یعنی به ازای هر عامل مثبت 1 رقمی معادل 250 هزار واحد و برای هر عامل منفی 1 معادل منفی 250 هزار واحد اضافه کنید.

سه روش ساده و رایج ارزش گذاری و تعیین ارزش پیش سرمایه گذاری استارتاپ ها

یادآور می شوم که روش کارت امتیاز(Scorecard) برای ارزشگذاری استارتاپ ها هم مشابه روش فوق است و عواملی شبیه به روش فوق را در نظر می گیرد که در این لینک http://blog.gust.com/valuations-101-scorecard-valuation-methodology/ توضیح داده شده است.

روش فرست شیکاگو(First Chicago)

این روش ابتدا توسط شرکت سرمایه گذاری مخاطره پذیر فرست شیکاگو(First Chicago Corporation Venture Capital)  طراحی و مورد استفاده قرار گرفت و از این جهت به نام این شرکت نامگذاری شده است.

این روش عایدی های که سرمایه گذار در این شرکت/استارتاپ در دوره مالکیت خود کسب می کند را در سه سناریو مختلف زیر لحاظ می کند:

بهترین سناریو(Upside/best case scenario): در این حالت طرح کسب و کار استارتاپ تدوین شده و وجود دارد

سناریو پایه(base case)

بدترین/پایین ترین سناریو(downside/worst-case scenario)

با در نظر گرفتن هر یک از این سناریو ها ارزشگذاری شرکت های نوپا/استارتاپ به صورت زیر انجام می پذیرد:

برای هر یک از سه سناریو فوق پیش بینی از جریان نقد برای سالهای آتی که منتهی به واگذاری/فروش (divestment) شرکت استارتاپی توسط سرمایه گذار اولیه می شود، صورت می پذیرد.

سپس قیمت واگذاری برمبنای سناریو مورد بحث و با مدل سازی برمبنای ارزش آتی سهام استارتاپ تعیین می شود.

جریان نقد ورودی و قیمت واگذاری/فروش با استفاده از نرخ مورد انتظار بازگشت سرمایه سرمایه گذار اولیه استارتاپ تنزیل می شوند و مجموع این دو ارزش استارتاپ مدنظر است.

در نهایت نیز هر کدام از این سه سناریو ارزشگذاری با احتمال(موفقیت) مربوطه به هر سناریو وزن دهی می شوند که ارزش سرمایه گذاری مجموع وزنی احتمالات هر سه سناریو می شود.

این روش یک روش بهتر و حرفه ای تر نسبت به روش هایی همچون تنزیل جریان نقد است چون هم از این روش و هم با لحاظ کردن سناریو های مختلف ارزشگذاری و تعیین ارزش برای استارتاپ ها را انجام می دهد.

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 2
sigmaمجموع آرا: 2

ایشان مولف مقالات علمی سایت چگانه بوده و به حوزه فاوا و کارآفرینی علاقه دارند.

تعداد کل مقالات: 260
تعداد کل نظرات : 65
تعداد کل آرا: 1004
تعداد کل بازدیدها: 105890


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)