دسته بندی و تقسیم بندی حوادث و نحوه کنترل حوادث

دسته بندی و تقسیم بندی حوادث و نحوه کنترل حوادث

تقسیم بندی حوادث

در صورتی که حوادث تا حد امکان ساده گرفته شوند بهتر مدیریت خواهند شد, اگر ضرورتی برای تقسیم بندی وجود ندارد, پس بهتر است برای کاهش موانع انتشار اطلاعات بین افراد عملیات و فرمانده حادثه, تقسیم بندی را انجام ندهیم. تقسیم بندی زمانی انجام می گیرد که فرمانده حادثه به منظور اجرای فرمان و نظارت بر امنیت تمام فعالیت ها و کاهش محدوده ی کنترل ماموران, مجبور به تقسیم مسئولیت و اختیارات می گردد.

حتی اگر فرمانده حادثه قادر باشد تمام عملیات را زیر نظر بگیرد, در صورتی که مسائل زیادی در حال پیش آمدن باشد و احتمال حواس پرتی فرمانده حادثه نسبت به آن مورد خاص و عدم توجه کافی او به هر کاری وجود داشته باشد, نیاز به تقسیم بندی وجود دارد. این می تواند نشانگر آن باشد که محدوده ی کنترل فرمانده حادثه گسترده است. زمانی که در محل حادثه, محدوده ی کنترل به 5 خط ارتباط مستقیم می رسد و یا افزایش پیدا می کند, احتمال این وجود دارد که موجب عملکرد منفی در کار شود.

ایجاد این تقسیم بندی ها تنها تحت فرمان فرمانده حادثه انجام می شود که به ازای نیازهای آن حادثه به درستی و با استفاده از مدل استاندارد تقسیم بندی را انجام می دهد. غیر از مواردی با شرایط خاص, تقسیم بندی باید تابع این مدل استاندارد باشد یعنی استفاده از این رویکرد که (بخش 1 در قسمت جلویی و یا صحنه ی اصلی عملیات قرار دارد) از آن پس در جهت عقربه های ساعت انجام می شود, با بخش 3 که در پشت قرار می گیرد.

این مسئله می تواند در حوادث عظیم و یا مرزی که در آن افراد از دو یا چند گروه امداد و نجات حادثه حضور پیدا می کنند موجب پیوستگی آنها باشد. در ساختمان ها و یا محیط هایی که خود را با این مدل ترجیحی وفق نمی دهند, تقسیم وظیفه ی بخش ها بسیار اهمیت دارد تا حدود و شاخص های فیزیکی که افراد باید در آن عمل کنند به همه ی کسانی که لازم است الگو را بدانند اطلاع رسانی شود.

اغلب اوقات عملیات در موقعیت های مکانی متفاوتی در یک حادثه انجام می شود, برای مثال در بخش جلویی و یا پشتی ساختمان. در چنین مواردی محدوده ی کنترل فرمانده ی حادثه ممکن است کوچک باشد. در یک حریق خانگی با یک دیوار مشترک, فرمانده حادثه این قابلیت را دارد تا تنها با رفتن به بخش های جلویی و پشتی, این بخش ها را نظارت کند, بنابراین به نظر نمی رسد که نیاز به تقسیم بندی وجود داشته باشد.

اگرچه در صورتی که خانه در قسمت وسط دچار حریق شده باشد و امکان دسترسی سریع به بخش پشتی نباشد, علی رغم محدوده ی کنترل کم, احتمال این که فرمانده حادثه بتواند عملیات را به درستی مدیریت کند و امنیت را در دو موقعیت مکانی بر قرار کند کم است. در چنین موردی بهترین پاسخگویی از سوی فرمانده حادثه حفظ فرمان در بخش جلویی ساختمان و سپردن تمامی عملیات های بخش پشتی ساختمان به ماموری دیگر با درجه و تجربه ی مناسب خواهد بود.

ذکر این نکته بسیار مهم است که زمانی که این اتفاق تنها برای حوادثی در ابعاد کوچک می افتد, لزوما آن مامور به عنوان فرمانده بخش شناخته نشده و این به معنای حضور فرد دیگری به عنوان فرمانده بخش در بخش جلویی ساختمان نیست. به همین ترتیب در یک تصادف زنجیره ای در جاده ممکن است نیازی به تقسیم بندی نباشد, اگر یک ماشین در پایین یک خاکریز فاصله ی 30 متری و دور از محل حادثه قرار گرفته باشد که مامورانی را برای خود موظف کند, در آن صورت ممکن است لازم باشد تا آن ماشین به عنوان یک محیط مجزا در عملیات به حساب بیاید که به عنوان یک بخش شناخته شود.

یک اصل که باید آن را به خاطر داشت این است که تقسیم بندی بر اساس نیاز به سپردن مسئولیت و اختیارات انجام می شود تا نظارت بر فرمان و امنیت کامل تمام فعالیت ها با اطمینان شکل بگیرند.

تقسیم بندی عمودی در ساختمان ها و یا سازه هایی با چندین طبقه که ممکن است عملیات در چندین سطح انجام شود, برای مثال برج های بلند و یا کشتی ها, اجرای مدل پیشنهادی به شکلی موثر و آسان امکان پذیر نخواهد بود. مدل تقسیم بندی عمودی بر اساس حفظ محدودیت کنترل موثر ساخته شده تا زمانی که فرماندهان بخش نمی توانند به دلایلی مانند دود و گرما و غیره به صورت فیزیکی در آن بخش قرار بگیرند از آن استفاده شود.

در یک حادثه با ساختمانی چند طبقه, ممکن است مانند تقسیم بندی داخلی نیاز به تقسیم بندی خارجی هم باشد. برای مثال, زمانی که اسباب و ابزار هوایی برای دسترسی و یا امداد به کار گرفته می شوند. تقسیم بندی خارجی از مدل عادی پیروی خواهد کرد که طی آن بخش های مختلف را با عدد شناسایی می کنند. تقسیم بندی داخلی باید محدودیات خاص برای اجرای عملیات در یک محیط را شناسایی کند. مثلا زمانی که طبقه ی دچار حریق مانعی برای دستیابی به طبقات بالا شده و دو طبقه زیر طبقه ی حادثه دیده وجود داد که باید آن را خطری به حساب آورد و یا مثلا اگر تا حدی تمام محیط توسط بریج هِد یا استقرار تجهیزات آتش سوزی مسدود شده باشد. شاید لازم باشد تنها یک بخش عملیاتی داخلی ایجاد کرد که توسط بخش های عملیاتی خارجی که در بالا توضیح داده شد پشتیبانی شود. اگرچه در حادثه ای که بسیاری از نیروهای آتش نشانی در حال فعالیت های مانند جستجو, تخلیه و غیره... هستند, ممکن است نیاز به بیش از یک بخش داخلی وجود داشته باشد تا محدوده ی کنترل فرمانده حادثه افزایش پیدا نکند.

محدوده ی فعالیت در درون این سازمان بندی (مثال, عملکرد آتش نشان های داخلی) را می توان در مثال های زیر شناسایی کرد:

بخش آتش – این یک بخش عملیاتی بوده و بخش اصلی عملیات خاموش کردن آتش و امداد خواهد بود که شامل طبقه یا طبقاتی در تماس مستقیم با آتش و یک طبقه در بالا و پایین آن می شود. اگر افراد گروه در این حدود اضافی محدوده ی کنترل قرار گرفتند, باید فعال سازی بخش جستجو در نظر گرفته شود. 

بخش جستجو – این یک بخش عملیاتی به حساب می آید که در حدی بالاتر از بخش آتش قرار می گیرد و شامل جستجو, امداد, تخلیه و دیگر عملیات های در حال انجام می شود. در یک حادثه ی اتفاق افتاده در زیر زمین, بخش جستجو از هوای تازه به پایین ترین سطوح می روند. اگر فاصله ی لابی در همکف تا استقرار تجهیزات آتش نشانی و انتهای زیر زمین بیش از دو یا سه طبقه بوده و نیاز به محدودیت کنترل باشد, باید فعال سازی در بخش لابی مورد نظر قرار بگیرد.

بخش لابی – این یک بخش پشتیبانی بوده و تمام قسمت های عملیاتی را از لابی همکف تا محل استقرار تجهیزات پوشش می دهد که معمولا دو طبقه زیر طبقه ی آتش است. فرمانده بخش لابی در مدیریت و اجرای کار برای تامین نیازهای فرماندهان آتش و جستجو همکاری می کند. او در بیشتر مواقع باید در نقطه ی کور قرار بگیرد و از طریق بی سیم مستقیما عملیات را اداره کند. همچنین فرمانده بخش لابی با تمام عملیات های در حال انجام در طبقات زیرین که شامل نجات و تخلیه می شود همکاری کرده و به طور معمول با فرماندهان کل در ارتباط است.

نمی توان از قبل ساختار و شرایطی که لازم به اقدام است را تعیین کرد. برای مثال, در یک مجتمع بزرگ ممکن است لازم باشد در یک طبقه بیش از یک بخش تعیین کرد. این ساختار در یک حادثه ی واقعی که در آن هر کدام به دو بخش با وجود استقرار تجهیزات خود نیاز داشت ضروری بود که در پلکان عمودی مختلف عمل می کردند و فرمانده عملیات با بخش هایی از قسمت لابی همکاری می کرد.

تمامی جوانب این ساختار, برای مثال خطوط مسئولیتی, ارتباطی و گزارش گیری از فرمانده کل به صورت عادی انجام خواهد شد. این قواعد می توانند به آسانی در موقعیت هایی که تقسیم بندی عمودی و داخلی ضروری است اعمال شوند. الگو از قبل تعیین شده نیست اما برخی ویژگی های مشخص به عنوان استاندارد شناخته می شوند. برای مثال, بخش های عملیاتی خارجی عموما شماره گذاری می شوند نه اسم گذاری. تمامی بخش های عملیاتی مستقیما به فرمانده حادثه و یا در صورت حاضر بود فرمانده عملیاتی در محل به او گزارش می دهند. تمامی بخش های پشتیبانی باید از طریق عملکرد پشتیبانی فرمان به فرمانده حادثه گزارش دهند. حفظ محدود ی کنترل اهمیت دارد. در حوادث جدی تر, عملکرد پشتیبانی فرمان توسط یک مامور با سابقه و و با تجربه انجام می گیرد.

موقعیت فرماندهان بخش باید بر این نکته تاکید شود که فرماندهان بخش,باید با افرادی که در بخش آنها کار می کنند مستقیما در ارتباط باشند. این فرماندهان رهبری مستقیم و روشنی برای هر بخش دارند و لازم است برای فرماندهان گروه خود که در قبالشان مسئولیت دارند مستقیما قابل دسترسی باشند. در مواردی که فرمانده حادثه از فرمانده بخش می خواهد تا پست خود را به منظور گزارش گیری و یا هدف دیگری ترک کند, باید فردی با قابلیت و اختیارات مناسب برای حفظ پیوستگی و نظارت جایگزین او شود. هر گونه جایگزینی باید به افراد حاضر در عملیات آن بخش اعلام شود.

 بخش های پشتیبانی یا عملی نه تنها تقسیم بندی ها از نظر جغرافیایی بلکه از نظر عملی و پشتیبانی هم انجام می شوند. برای مثال, آب, پاکسازی آلاینده ها و غیره. چنین بخش هایی زمانی که فرمانده حادثه کاملا مستقر شد انجام می شود و ممکن است بر اساس وجود ماموران و منابع برای تامین نیازها گروه بندی شوند. محقق شدن خطوط فرمان اهمیت دارد.

فرماندهان بخش های پشتیبانی باید مستقیما به پشتیبانی فرمان گزارش دهند.

مثال هایی از بخش های پشتیبانی شامل: 1. پشتیبانی فرمان 2. نظم بخشی به نیروها 3. مدیریت و اجرا 4. امنیت 5. ارتباطات 6. آب 7. کف 8. پاکسازی آلاینده ها 9. کنترل اصلی دستگاه های تنفسی 10. رفاه

 پذیرش و رسیدگی به بخش های فرمان زمانی که به هر دلیلی فرمان یک حادثه تغییر می کند, این کار باید به شکلی منظم و رسمی انجام شود. این مسئله شامل انتصاب و یا تغییر یک فرمانده بخش می شود. در هر موردی باید اطلاعات به وضوح و دقیق رد و بدل شوند تا موقعیت حادثه یا بخش تایید شود تا پذیرفتن فرمان و سپردن مسئولیت انجام گیرد.

مدیریت افراد گروه در محل حادثه تا حد امکان باید افراد گروه صحیح و سالم بوده و مثل یک گروه در کنار هم در محل حادثه قرار بگیرند. یک فرمانده حادثه باید به خاطر داشته باشد که به دلایلی افراد گروه می توانند خودشان مستقر شوند. از این مورد باید در صورت ضرورت دسترسی به منابع اجتناب شود. یک گزارش نویسی دقیق از افراد گروه باید قبل از استقرار انجام شود تا اطلاعات امنیتی حیاتی منتقل شود. اولویت اصلی هر فرمانده حادثه, امنیت افراد تحت کنترل آنهاست. این کار با شناسایی خطرات موجود, سنجش های کنترلی مناسب و اطمینان از استفاده از سیستم های امنیتی تحقق پیدا می کند. با این رویکرد آتش نشانان می توانند وظایف خود را انجام داده و در عین حال در امان بمانند.

در حوادث بزرگ و تقسیم بندی شده ی خاص, لازم است افراد گروه از اهداف فرمانده حادثه و تمامی مقاصدی که در حادثه در نظر گرفته شده آگاه باشند. این مسئله محدودیاتی را که برای بخش ها و افراد گروه در نظر گرفته شده ایجاد می کند. به محض این که افراد گروه گزارش شدند باید از الزامات خود پیروی کرده و در امنیت مشغول به کار شوند. این مسئله شامل پوشیدن تجهیزات حفاظتی مناسب برای فرد و اطمینان از دسترسی و حق خروج در تمام مدت می شود. فرمانده حادثه و فرماندهان بخش می توانند تا جایی که امکان دارد در صورت شرایط مناسب یک موقعیت را حفظ کنند تا روند کار تحت نظارت قرار گیرد.

زمانی که میزان خطر ایجاب می کند باید یک یا چند مامور امنیتی در مراحل اصلی برای راهنمایی منصوب شوند. زمانی که افراد گروه مشغول کار هستند نیاز به سطحی از نظارت و پشتیبانی دارند که این می تواند به معنای موجود بودن منابع ضروری (مانند سیلندرهای دستگاه تنفسی و جهیزات خدماتی) و تامین نیاز ها و رفاه و آسایش آنها باشد. باید استراحت, تسکین و طراوت بخشی کافی افراد گروه توجه کافی شود.

میزان تسکین و درمان به شدت و خواست های حادثه و تدبیرات فردی هریک از نیروهای امداد و نجات بستگی دارد. یک مشکل شناخته شده در امداد رسانی های طولانی زمانی است که تعهد فردی به قربانیان بسیار شدید است. تحت چنین شرایطی باید میزان خستگی در مقابل کار در حال انجام سنجیده شود. باید تعادل بین عملیات های مصون و روحیه ی افراد گروه برقرار شود. باید میزان پتانسیل برای اضطراب پس از حادثه شناسایی شده و ماموران باید برای شناسایی نشانه های این مسئله آموزش ببینند. در حوادث زمان بر و پیچیده ممکن است نیاز به پشتیبانی و مشورت در محل حادثه باشد و در هر مورد به عنوان ملاحظات پس از حادثه باید در نظر گرفته شوند.

 

دسته بندی و تقسیم بندی حوادث و نحوه کنترل حوادث

 

خط فرمان برای عملکرد موثر ضروری است تا فرمانده ی حادثه با درگیر شدن در هر حادثه:

1. به اندازه ی کافی آموزش دیده باشد 2. صلاحیت داشته باشد 3. به قابلیت خود اعتماد داشته باشد 4. بداند در قبال چه کسانی مسئول است 5. بداند باید به چه کسانی گزارش کار بدهد 6. بداند که گزارش عملیاتی از چه قرار است این ساختار برای یک خط ( یا زنجیره) ی فرمان تهیه دیده شده تا از انجام هرگونه فعالیتی توسط افراد گروه و یا بخش های تحت نظر یک فرد شایسته اطمینان حاصل شود.

اگرچه این قوانین برای ساختار اساسی هستند, این ساختار باید برای تامین خواست های هر حادثه, بی توجه به اندازه و پیچیدگی آن, انعطاف پذیر باشد.

محدوده ی کنترل یکی از جوانب محدوده ی کنترل نیاز اساسی به حفظ خطوط ارتباطی است که گاهی ممکن است به منظور دستیابی به اهداف حادثه تعداد بالایی داشته باشد. این ممکن است شامل گزارش های مستقیم و غیر مستقیم از افراد, گروه و یا بخش ها باشد. این اطلاع رسانی ها می توانند از طریق تماس های اورژانسی, سازمان های کمکی و مراکز کنترل هم دریافت شوند. هنگام بررسی محدوده ی کنترل باید به چگونگی مدیریت این ارتباطات و فشارهایی که ممکن است بر فرمانده حادثه حاکم شده باشد, دقت شود.

این سیستم نیازمند ارتباطات مستقیم است و باید نواحی در برگیرنده به سطوح قابل مدیریت محدود شوند تا فرمانده را قادر سازد از پس حجم اطلاعات بر بیاید. عدم توانایی در این کار می تواند - و در برخی موارد هم دیده شده که - موجب اطلاع رسانی نامناسب در مورد اطلاعات خطیر و حیاتی و در نتیجه نا دیده گرفته شدن آنها شود که می تواند پیامد های ناگواری داشته باشد. ممکن است در برخی موارد محدوده ی کنترل برای وظایف پشتیبانی, برای مثال مامور پشتیبانی فرمان, گسترده تر باشد. اگرچه این مسئله به شدت بستگی به شرایط و سطح حادثه دارد. بنابراین فرماندهی امداد و نجات حادثه, ساختاری را پیشنهاد می کند که در آن یک محدوده ی کنترل مناسب می تواند با ایجاد وظایف بیشتر به ساختار فرمان حادثه در تمام مدت حفظ شود که آن به علت بالا رفتن میزان توجه فردی است. در حوادث کوچک که ناحیه ی عملیاتی به راحتی قابل مدیریت است و نیازی به استفاده از بخش ها نیست, فرمانده حادثه تمامی جوانب حادثه را مستقیما نظارت می کند.

زمانی که تعداد افراد گروه از 4 یا 5 مورد بیشتر می شود و بار امداد رسانی به شکلی چالش برانگیز در می آید, فرمانده حادثه باید عقب نشینی و منصوب کردن یک یا چند فرمانده بخش برای نظارت بر افراد گروه را در نظر بگیرد. اگر لازم باشد تعداد بخش ها بالاتر از 4 یا 5 نفر برود, فرمانده حادثه باید فرمانده عملیاتی را برای نظارت بر بخش ها منصوب کند. همچنین اگر تعداد بخش ها رو به افزایش باشد, ممکن است گروه بندی بخش ها تحت نظر بیش از چند فرمانده ی عملیاتی توسط فرمانده ی حادثه ضروری باشد. البته چنین حوادثی با این سطح نادر هستند, با این حال سیستم باید توانایی تحمل آنها را داشته باشد و فرماندهان باید به وضوح بدانند چطور باید با استفاده و پیاده کرده مدل امداد و نجات حادثه از عهده ی چنین مواردی بر بیایند.

وظایف و مسئولیت های فرمانده ی حادثه به منظور مدیریت موثر یک حادثه, فرمانده ی حادثه باید برای سپردن مسئولیت ها و اعطای اختیارات برخی عملیات ها تصمیم بگیرد. این کار می تواند با تقسیم بندی حادثه چه از لحاظ جغرافیایی و چه عملی محقق شود. فرمانده حادثه تمام مدت در قبال مدیریت حادثه مسئول است و بر فرمان و کنترل, به کارگیری منابع, برنامه ریزی تدبیری و همکاری عملکردهای بخش ها و اداره ی خود حادثه تمرکز دارد.

فرمانده بخش فرمانده بخش به فرمانده حادثه و یا در صورت حضور به فرمانده عملیات گزارش می دهد. او مسئولیت منابع و دستیابی به اهداف عملیات را در این بخش بر عهده دارد. فرمانده بخش اساسا بر فرمان و کنترل, به کار گیری منابع, برنامه ریزی تدبیری, کنترل جستجوی دستگاه های تنفسی و از همه مهم تر سلامتی و امنیت افراد تمرکز دارد. روند عملیات در هر بخش باید به صورت کامل به فرمانده حادثه و یا فرمانده عملیات مخابره شود تا آنها را قادر سازد بر روند بهبود حادثه نظارت داشته باشند. یک فرمانده کل استقلال عملیاتی بالایی در تعیین چگونگی دستیابی به اهداف مطابق با فرمانده حادثه دارد اما همواره باید از مطلع بودن فرمانده حادثه از حالت تدبیری به کار گرفته شده اطمینان حاصل شود. برای بیرون کشیدن افراد از یک موقعیت با خطر پنهانی باید هرگونه تغییر در تدبیرات باید با تایید صریح فرمانده حادثه ( و یا تایید فرمانده عملیاتی که منصوب شده) باشد.

در چنین مواردی فرمانده حادثه باید در اولین فرصت مطلع شود و به نسبت آن حالت تدبیری عملیات به روز رسانی شود. ماموری که مسئول فرمان یک بخش است باید نشانه ای برای تماس بی سیم محل حادثه برای آن بخش بگذارد برای مثال, فرمانده بخش 2 و یا حتی برخی اوقات به صورت مخفف بخش 2 به کار گرفته می شود.

 فرمانده عملیات هدف فرمانده عملیات این است که فرمانده حادثه را در موقعیتی که یک حادثه در اندازه و پیچیدگی گسترش پیدا می کند, قادر به حفظ محدودیت کنترل می کند. برای مثال, اگر یک حادثه بیش از 4 بخش عملیاتی و چندین بخش پشتیبانی و عملی مانند آب, پاکسازی و کنترل آسیب دارد. مثلا ممکن است احتمال نیاز به بر قراری ارتباط بین فرمانده حادثه با اخبار, پلیس, عموم و سازمان ها به وجود بیاید و شاید تعداد خطوط ارتباطی خود به خود غیر قابل مدیریت شوند. عملکرد فرمانده عملیات نظارت و همکاری در عملیات ها در بخش های مختلف است. همچنین فرمانده عملیات بخشی از مسئولیت فرمانده ی حادثه را در بهبود تغییرات حالت تدبیری بر عهده دارد. فرمانده عملیات عضوی از گروه فرمان است و از سوی فرمانده حادثه در سطح تدبیری/ نقره ای عمل می کند.

فرمانده عملیات باید از درگیر شدن در فعالیت های پشتیبانی و یا خبری و غیره دوری کند. این مواد باید به پشتیبانی فرمان ارجاع داده می شوند. این مسئله فرمانده عملیات را قادر می سازد تا با فرماندهان بخش همکاری کرده و پشتیبانی لازم را برساند, مسائل مربوط به منابع را نشانی دهی کرده و از انجام ارزیابی های خطر در زمان مناسب اطمینان حاصل کند تا کیفیت لازم را داشته و به درستی ثبت و ضبط شده باشند. لازم به ذکر است که به علت تعدد یا فعالیت بخش ها, در صورت عدم نیاز یک حادثه به فرمانده عملیات, بهترین کار این است که این طبقه ی خاص از ساختار فرمان حذف گردد. در صورت عدم نیاز به چنین طبقاتی در یک حادثه هیچ مزیتی در تعدد این افراد در ساختار وجود ندارد. در حالتی که یک حادثه نیاز به بیش از یک فرمانده عملیاتی برای حفظ محدوده ی کنترل دارد, ضروری است که علائم تماسی آنها به خوبی قابل تشخیص باشد, چه به صورت توصیفی ( مانند عملیات خیابان ...) و چه با استفاده از الفبایی و عددی (مانند عملیات آلفا) و به این ترتیب آنها متوجه می شوند که دستور از کدام بخش آمده و به کدامیک باید گزارش بدهند.

اگر جهیزات لازم موجود باشد, توجه لازم برای تخصیص کانال های رادیویی مختلف برای آتش نشانی و تدبیرات لازم برای هرکدام از فرمان های عملیاتی باید انجام شود. برای مثال, بخش 1 به 4 روی کانال به عملیات آلفا گزارش می دهد, بخش 5 به 8 هم از یک کانل مجزا به عملیات دیگری گزارش کار می دهد. پشتیبانی فرمان باید در تمام حوادث به منظور کمک به مدیریت فرمانده ی حادثه اعلام شود. در اولین فرصت باید این کار آغاز شود زیرا نمی توان بیش از حد بر برقراری اصول پشتیبانی فرمان در ساعات اولیه ی حادثه تاکید کرد. یکی از افراد مناسب از بین گروه باید برای اجرای پشتیبانی فرمان انتخاب شود. این فرد می تواند یک آتش نشان باشد که در مقاطع اولیه ی حادثه مشغول به کار است و یا فردی در نزدیکی این ابزار در یک حادثه ی کوچکتر باشد. هرچه حادثه گسترده تر و منابع بیشتر در دسترس باشند, نیاز به داشتن ماموری آموزش دیده و با تجربه بیشتر است.

 

دسته بندی و تقسیم بندی حوادث و نحوه کنترل حوادث

 

عملکرد می تواند از طریق ابزاری باشد که به صورت مستقیم در عملیات درگیر نیست مثل ماشین یک مامور و یا نوعی وسیله ی نقلیه ی مربوط به فرماندهی. پشتیبانی فرمان باید به وضوح در هر حادثه شناسایی شود. از دیگر مسئولیت های پشتیبانی فرمان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. به عنوان اولین نقطه ی تماس برای ابزارها و ماموران و همچنین حفظ رکورد فیزیکی منابع موجود در محل حادثه عمل کند.

2. رادیوی اصلی را به مرکز کنترل ارتباط دهد تا کانال های رادیویی محل حریق را برای اطلاعات مربوط در تماس نگه دارد.

3. به برقراری ارتباط بین فرمانده حادثه و دیگر سازمان ها کمک کند, در صورت مناسب بودن شرایط یک مامور مرتبط برای این کار منصوب خواهد شد.

4. تمامی منابع را همانطور که فرمانده حادثه صلاح می داند به موقعیت های مکانی لازم و یا نواحی آتش نشانی بفرستد و موقعیت عملیاتی آنها را گزارش دهد.

5. یافته های به دست آمده از ارزیابی خطر و تصمیمات عملیاتی و یا فعالیت های انجام شده در نتیجه ی آن را حفظ کند.

6. برای توزیع و ثبت برخی وظایف و ماموریت های خاص ماموران پشتیبانی.

7. برای ثبت اطلاعات مربوط به بخش ها, مانند نام فرمانده بخش, هویت هر بخش, محدودیات فیزیکی مناسب, منابع به کار گرفته شده و درخواستی و همچنین حالت تدبیری عملیات. برای کمک به مقدمات وظایف پشتیبانی فرمان, یک بسته ی پشتیبانی باید برای همه ی وسایل نقلیه ای که استفاده از آن را تضمین می کنند تهیه شود. در حوادث بزرگ تر که یک وسیله ی نقلیه ی مربوط به پشتیبانی فرمان یک مامور را جا به جا می کند, وظیفه ی رهبری تیم پشتیبانی فرمان ( یا بخش) به پشتیبانی فرمانده ی حادثه سپرده می شود.

همچنین پشتیبانی فرمان در حوادث بزرگتر و یا شدیدتر ممکن است به بخش پشتیبانی فرمان تبدیل شده باشد, که در این صورت بخشی از وظایف آن عبارتند از:

1. نظم بخشی به موقعیت ابزارها و تا حدی صف آرایی افراد. ممکن است لازم باشد این کار به یک بخش پشتیبانی متعهد سپرده شود. شاید نیاز به بستن راههای ارتباطی توسط پلیس و ماموران ترافیک بزرگراهها باشد تا بتوان تراکم را در پایین ترین حد خود نگه داشت.

2. برقراری ارتباط با افراد واحدهای ویژه ی کنترل اصلی دستگاههای تنفسی, جستجوو امداد محلی و پمپ های فشار قوی و غیره به منظور کسب اطمینان از استفاده ی تمام و کمال آنها در پشتیبانی از حادثه.

3. مقرر ساختن منابع اضافی یا تجهیزات ویژه ی درخواست شده توسط فرمانده حادثه برای پشتیبانی از فرماندهان بخش.

4. برقراری ارتباط با دیگر سازمان ها در صورت لزوم. زمانی که چنین سازمانهایی در یک حادثه درگیر می شوند, باید یک سیستم ورودی برای افراد حاضر تعیین شود. به خصوص اگر لازم باشد آنها به قسمت های داخلی وارد شوند. ممکن است نظارت بر چنین افرادی نیازمند نظم دهی و یک گزارش امنیتی قبل از به کار گیری شان باشد.

5. گزارش گیری برای وظایف و اطلاعات حیاتی و امنیتی افراد تعیین شده است.

6. تامین تسکین و درمان افراد گروه و ابزار برای اطمینان از پشتیبانی به کار گرفته شده.

7. نقشه ریزی برای روند حادثه. 8. ثبت تصمیمات گرفته شده و استدلال های آن ها.

9. تنظیم خطوط زمانی و استفاده از آنها برای ارتقاء روندی که فرمانده ی حادثه به کار می گیرد. میزان فعالیت و محدوده ی کنترل بخش پشتیبانی فرمان باید به صورت مکرر تحت نظارت قرار گیرد و در صورت نیاز برای نیروهای اضافی درخواست داده شود.

 تیم فرمان

تیم فرمان از فرمانده حادثه و دیگر افرادی که وظیفه ی پشتیبانی را بر عهده دارند تشکیل شده است. برای مثال, پشتیبانی فرمان, فرمانده ی عملیات و علی رغم حضور در موقعیت مکانی دورتر, فرماندهان بخش. در حوادثی که نیاز به تجهیزات ویژه وجود دارد, مانند جستجو و امداد محلی, پمپ های فشار قوی و .. یک مشاور تخصصی باید برای کمک به فرمانده حادثه حضور پیدا کند و تنها در سطح مشاوره با او همکاری کند. برای امداد و نجات حادثه از رویکردهای متفاوتی استفاده می شود که وظایف و عملکرد بخشی از تیم فرمان را شکل می دهد, اگرچه هدف این است که تصمیم گیری و ارتباطات بین فرمانده حادثه و افرادی که در حال اجرای عملیات هستند انسجام بخشیده و آنها را ثبت کرد. برخی از عملکردهای پشتیبانی فرمان ممکن است در محلی دورتر از محل حادثه انجام شود, به خصوص در حوادث بزرگ و چند سازمانی.

 شناسایی وظایف فرمان

تیم فرمان از مامورانی تشکیل شده که وظایف متعددی را بر عهده دارند و باید هرکدام از آنها به راحتی قابل شناسایی باشند. در هر حادثه ای, به جز موارد خاص برون مرزی و دیگر حوادث بزرگ که ممکن است ماموران شخصا همدیگر را نشناسند و باید با هم کار کنند, ضروری است که از یک سری ابزار برای شناسایی وظایف که به طور مشترک درک می شوند استفاده شود. تا حد امکان سعی شده که از الگو و رنگ های مورد استفاده در لباس سازمان های دیگر استفاده نشود, اما شاید لازم باشد در موارد چند سازمانی برخی وظایف به وضوح مشخص شوند. باید این نکته را ذکر کرد که الگوهای گفته شده برای استفاده در حوادث معمولی بوده و با نیازهای خاص در بزرگراهها, فرودگاهها و غیره مغایرت ندارد. در واقع یک ساختار فرمان کامل, باید برای راه آهن و دیگر قسمت ها هم در نظر گرفته شود.

 گزارش نویسی و اطلاعات

اطلاع رسانی موثر در تمامی حوادث از اهمیت حیاتی برخوردار است. اطلاعات باید به درستی از طریق فرمانده ی حادثه به افراد گروه که مشغول به کار هستند و بر عکس رد و بدل شود, بنابراین افراد گروه از تدبیرات اتخاذ شده آگاه بوده و فرمانده ی حادثه از بهبود وضعیت در محل حادثه باخبر می شود. همچنین فرمانده ی حادثه وظیفه دارد تا پیام ها و اطلاعات رابه مرکز کنترل بفرستد تا از حفظ و ثبت تصویری درست از حادثه اطمینان حاصل شود. گزارش گیری ثمربخش از افراد گروه ضروری است. این کار ممکن است در مسیر رفتن سر یک حادثه انجام شود و هنگام قرار گیری در محل حادثه , به محض انجام ارزیابی خطر ضمیمه خواهد شد. در پی بررسی های اولیه, افراد گروه گزارشی مبنی بر وظایفی که باید بر عهده بگیرند و خطراتی که با آن مواجه خواهند شد دریافت می کنند. میزان گزارش به شدت به میزان طبیعت و ابعاد حادثه بستگی دارد. پیش گزارش هایی که افراد آتش نشان معمولا در حریق های کوچک با آن رو به رو می شوند, کاملا صریح هستند. از سوی دیگر در حوادثی که افراد گروه تجربه ی کمی دارند و یک عامل پر خطر وجود دارد, این گزارش نویسی باید مفصل باشد. گزارش گیری از افرادی که از محل حادثه دور شده اند نباید نادیده گرفته شود چرا که در این زمان اطلاعات حیاتی امنیتی با ارزشی به دست خواهد آمد.

 ارتباطات

فرماندهی حادثه باید هماهنگی های لازم را برای ارتباطات انجام دهد. اطلاعات یکی از مهم ترین دارایی ها در محل حادثه به حساب می آیند. اطلاعات باید جمع آوری شوند؛ فرمان ها ذکر شده و گزارش موقعیت دریافت شود. نیازهای دیگر سازمان ها باید بررسی و تامین شود. گزارش های عادی موقعیت باید از طریق رابط های ارتباطی مقرر شده از تمام قسمت ها برای فرمانده حادثه فرستاده شود. فرمانده ی حادثه لازم است:

1. ارتباطاتی را با نیروهای مرکز کنترل امداد و نجات حادثه برقرار کند.

2. اطمینان حاصل کند که کانال های رادیویی و نشانه های تماس در محل حادثه به درستی مفهوم شده است.

3. با سازمان های دیگر ارتباط برقرار کند (این کار ممکن است نیازمند تجهیزات و یا کانال های توافقی و یا ارتباطات معمول کلامی باشد).

4. با فرماندهان بخش برای گزارش گیری معمولی بین فرمانده حادثه و فرماندهان کل رابطه بر قرار کند.

5. از سیستم های محلی استفاده کند. برخی ساختمان های جدید و مجتمع ها به خصوص آنهایی که در سطح زیر زمین گسترده هستند, برای خدمات اضطراری دارای سیستم های اطلاع رسانی نصب شده ای هستند. وظایف فوق برای پشتیبانی فرمان مقرر شده که تحت نظارت فرمانده ی حادثه می باشد.

 ارتباط بین سازمانی فرمانده ی حادثه باید ارتباط فراگیری با دیگر سازمان ها بر قرار کرده و حفظ کند. این می تواند شامل ارتباط تدبیری با دیگر سرویس های اضطراری باشد تا فعالیت های عملیاتی را به شکل موثر انجام دهند, و با متخصصان ویژه که اطلاعات آنها ممکن است در حل مسائل حادثه حیاتی باشند ارتباط برقرار کند. همچنین لازم است ارتباط فراگیری با رسانه ها داشته باشد تا اطلاعات درست و مناسب در دسترس قرار بگیرد. این کار در جایی که خدمات اضطراری و دیگر سازمان های حاضر می خواهند از تداخل گزارش ها جلوگیری کنند انجام می شود.

 کنترل ﺻﻔﻮف ﻣﺄﻣﻮرﯾﻦ

این نوع کنترل به منظور نظارت بر منابع و حفظ امنیت در محل حادثه انجام می شود. فرمانده حادثه باید امنیت آتش نشانان, عموم مردم, افراد دیگر خدمات اورژانسی و سازمان های داوطلب را در نظر بگیرد. اگرچه باید به خاطر داشت که تمام مسئولیت در قبال سلامتی و امنیت افرادی که در محدوده ی این کنترل داخلی مشغول به کار هستند, بر عهده ی سازمان های فردی است. چنین سازمانهایی باید اطمینان حاصل کنند که افراد گروه که به محل حادثه ورود پیدا کرده اند, لباس های حفاظتی مناسب را به تن دارند. و به حد کافی آموزش دیده و برای کار در آن محدوده گزارش نویسی شده اند. در صورتی که در این مورد مشکلی وجود داشته باشد باید به درجه ی فرماندهی ارجاع شود. پس از انجام کنترل اولیه صفوف مامورین برای حفظ امنیت در حادثه, معمولا صحنه ی حادثه توسط پلیس به دو بخش تقسیم شده و کنترل می شود:

 کنترل داخلی

این گونه کنترل به منظور دسترسی سریع به صحنه ی عملیات انجام می شود. دسترسی به ناحیه ی کنترل شده توسط این مدل که موقعیتی پر خطر است, باید به کمترین تعداد افراد محدود شود تا امنیت به شکل اساسی برقرار شود. اگرچه در صورتی که حادثه ناشی از یک حرکت تبهکارانه باشد, پلیس باید تمام ناحیه ی حادثه را کنترل کرده و ارتباط بین این موارد می تواند شرایط ورود و خروج را تعیین کند. افراد تنها در حالتی می توانند ورود پیدا کنند که یک گزارش کامل دریافت کرده و وظایف ویژه ای را بر عهده گرفته اند. در صورت درخواست پلیس برای همکاری, نیروهای امداد و نجات حادثه برای مدیریت ورودی ها به داخل محل کنترل شده آموزش دیده و مجهز شده اند. به منظور حفظ امنیت و محل تقریبی افراد, این مسئولیت فرماندهان حادثه است که در صورتی که حادثه تقسیم بندی شد به فرماندهان بخش سپرده و از فعالیت های افراد بخش خود آگاه باشند. این مسئولیت می تواند در صورتی که فرمانده بخش دارای یک بخشنامه ی فرمان بخش مانند نیروهای امداد و نجات حادثه باشد, از او گرفته شود. علاوه بر وجود فضای کافی برای افراد دیگر سازمان ها که همه از لحاظ لباس های حفاظتی بررسی شده اند, باید در صورت لازم با آنها همرای شده و ثبت جزئیات موقعیت مکانی ضروری است. همچنین این مسئله بسیار مهم است که یک گزارش امنیتی نوشته شود تا از حضور و تخلیه ی اطلاعاتی همه چیز ثبت شود.

کنترل خارجی

این نوع کنترل برای جلوگیری از دسترسی عموم به منطقه ی خدمات اورژانسی در هنگام خدمت رسانی انجام می شود. پلیس معمولا کنترل خارجی را بر عهده می گیرد. ممکن است بعدها نیاز به کنترل ترافیکی هم به این مورد اضافه شود تا پلیس با نیروهای امداد و نجات حادثه و خدمات آمبولانس در تماس باشد تا راههای امن برای ورود و خروج این وسیله های نقلیه و دیگر سازمان های درگیر را شناسایی کند. مناطق مربوط به مرتب سازی نیروها معمولا در صورت وجود چندین مورد, در ناحیه ی کنترل خارجی صورت می گیرد.

مقاطع پایانی حادثه تا به حال تنها درباره ی مقاطع آغازین و گسترش یک حادثه صحبت کردیم که البته بخش های پایانی حادثه هم باید در نظر گرفته شده و از غفلت دوری شود. فعالیت های کلیدی در مقاطع پایانی حادثه عبارتند از:

1. حفظ کنترل و سلامتی و امنیت 2. رفاه 3. ملاحظات پس از حادثه

 حفظ کنترل روند شناسایی وظایف و خطر ها, ارزیابی خطر, برنامه ریزی, سازمان بندی, کنترل, نظارت و بازبینی سنجش های کنترلی باید تا زمانی که ابزار موجود در محل حادثه حضور دارند انجام بگیرد. در صورتی که از فوریت شرایط کاسته شود, فرمانده حادثه یک مامور را برای جمع آوری اطلاعات برای بازبینی پس از حادثه بر می گزیند. در برخی موارد این مامور باید باید از گزارش گیری های کوچک از افراد گروه قبل از ترک محل حادثه شروع کند چرا که هنوز همه چیز در ذهن آنها تازه است. ممکن است این اسناد و مدارک برای اطلاعات هم زمان به کار بیایند. جزئیات اشتباهات نزدیک مانند اتفاقاتی که منجر به جراحت شد باید ثبت شوند, زیرا تجربه نشان داده که در هر حادثه یک اشتباه نزدیک موجب جراحات و یا آسیب هایی می شود. معمولا هیچ دلیلی برای پذیرفتن چنین خطراتی در طی عملیات وجود ندارد. در مقاطع پایانی حادثه, مسدولیت سلامتی و امنیت باید به فردی شایسته سپرده شود.

رفاه و آسایش

رفاه کارکنان مسئله ی مهمی است که باید مورد نظر قرار بگیرد. باید در حوادث دشوار و زمان بر توجه ویژه ای توسط تیم فرمان به این مسئله شود, به خصوص زمانی که از جایگزینی یکی از کارکنان جلوگیری شده و یا به تاخیر بیوفتد. سرپرست های گروه باید زمانی که امداد رسانی به افراد گروه پیش بینی و مدیریت شده به صورت مکرر نظارت بر شرایط فیزیکی افراد خود داشته باشند. ملاحظات رفاهی از قبیل تامین غذا و نوشیدنی, امکانات بهداشتی و حفاظ در برابر برخی عوامل باید در صورت امکان در خارج از ناحیه ی نزدیک حادثه تدارک دیده شود و همواره از خطر آلودگی مسقیم و غیر مستقیم دور باشد.

 گزارش نویسی فرمانده ی حادثه و هر شخصی که برای جمع آوری اطلاعات از حادثه انتخاب شده باید بر خاتمه ی هرگونه ثبت و ضبط ضروری نظارت داشته باشد و اطمینان حاصل کند که کامل, صحیح و قابل دسترسی سریع می باشد. گزارش نویسی نقش مهمی در ارتقاء اصلاحات فردی و عملکردهای سازمانی ایفا می کند. این کار باید هرگاه که فرصتی برای بهبود استانداردهای خدمات رسانی وجود داشت انجام شود. این بازبینی های پس از حادثه می توانند به شکل رسمی و یا غیر رسمی باشند؛ می توانند از گزارشات ساده ی مباحث در برگشت به ایستگاه های آتش نشانی تا حوادث کوچک و یا یک گزارش سنگین چند سازمانی و یا پرس و جوی عمومی باشند. قالب مورد استفاده برای این بازبینی باید متناسب با طبیعت حادثه ی اتفاق افتاده باشد و به گونه ای ترتیب داده شود که بحث های باز, حمایتی و سازنده درباره ی همه ی جوانب را به کار ببندد.

در صورتی که عملکرد افراد در این بازبینی لحاظ شود, باید در مقابل استاندارد های نقش هر فرد آن را بسنجند. عملکرد موثر و مدیریت شایسه باید مورد توجه قرار بگیرد. هرگونه اطلاعات مفید و یا درس آموخته شده در پی یک حادثه که به اطلاعات امنیت عملیات بر می گردد باید به تدبیرات و روندهای سازمانی ارجاع داده شوند. این مسئله شامل دارا بودن لباس های حفاظت فردی, آماده سازی و استفاده از ارتباطات, دیگر سیستم های کاری, دستورالعمل ها, آموزش های داده شده, و درجات برقراری امنیت می شود. همچنین ضروری است تا هرگونه روش و روند غیرمعمول که با موفقیت مورد استفاده قرار گرفت و یا امنیت کار را افزایش داد مورد توجه قرار گیرد. هنگامی که نیاز به یک بازبینی رسمی پس از حادثه دیده می شود, باید در مکانی برگزار شود که متناسب و درخور افراد حاضر شونده باشد. نسخه هایی از مدارک و اسناد ثبت شده باید تهیه شود و برای ثبت مراحل, نتایج و نکات به دست آمده آماده باشد. برای جمع اوری دستاوردها, باید نکاتی درباره ی نتایج و جزئیات کارهای انجام شده و یا برنامه ریزی شده برای افراد مزبوط در دسترس قرار بگیرد.

 ملاحظات پس از حادثه اکثر فعالیت ها و مراحل انجام شده از بخش اورژانسی حادثه نشات می گیرند. اگرچه مسائلی وجود داد که نیروهای امداد و نجات حادثه را بیش از محدوده ی اورژانس درگیر می کند. مثال های آن در زیر ارائه شده اند:

1. بررسی کالبد شکافی و شنیده های پزشک قانونی

2. تحقیقات مربوط به حریق

3. تحقیقات حادثه ( زمانی که مرگ به خصوص مرگ مرتبط با کار اتفاق می افتد)

4. بررسی های مردمی و قضایی

5. دادخواهی

6. خسارت های مالی به وسایل جمعی مانند تجهیزات آسیب دیده

7. تحقیقات جنایی

8. گزارش نویسی برای حادثه و ارزیابی

9. مسائل امنیتی حریق

10. آموخته ها و توصیه نامه ها, هم محلی و هم در سطح ملی

11. حادثه ی بحرانی – پشتیبانی عاطفی و رفاهی متداوم در اولین ساعات ممکن فرمانده حادثه سعی می کند ملاحظات پس از حادثه را برآورد کند.

بر اساس این ارزیابی, امکان دارد موارد زیر انجام گیرد:

حفاظت از صحنه ی حادثه: به محض این که مشخص شود امکان نیاز به بررسی جزئیات صحنه به عنوان بخشی از تحقیقات جنایی وجود دارد, باید تلاش های لازم جهت حفظ صحنه از هرگونه مداخله انجام شود و از شواهد و مدارک حادثه محافظت گردد. در موقعیتی که تلفات جانی مربوط به کار اتفاق بیوفتد باید از قوانین مربوط به آن استفاده کرد 

ثبت و ضبط: این بخش ممکن است شامل یک رخداد نامه ی کتبی که توسط اتاق کنترل امداد و نجات حادثه تهیه می شود و یا در واحد فرمان در طی حادثه با ثبت صدای پیام های مهم باشد. در رسیدگی اولیه و گسترش برنامه ریزی خدمات رسانی, عکس و تصاویر ویدئویی افراد می تواند در این حوزه به کار بیاید. استفاده از دوربین های امنیتی برخی تجهیزات حاضر در صحنه می تواند در تحقیقات متعاقب بسیار با ارزش باشد. در این مقطع باید بدون هرگونه اتلاف وقت وارد عمل شد چرا که برخی سیستم ها دوباره از همان نوار های فیلم استفاده می کنند و ممکن است از بین برود.

توقیف تجهیزات: زمانی که حوادث و یا اشتباهاتی رخ بدهد, هر گونه وسیله ی مورد استفاده باید برای بررسی های بیشتر دور نگه داشته شود.ممکن است علاوه بر هرگونه مسئله ی پیش آمده, خرابی تجهیزات امداد و نجات اتفاق بیوفتد که در این صورت باید هرگونه سازمان یا دپارتمان خارجی که در آن درگیر هستند مطلع شده و آنها را مورد نظارت قرار دهند.

شناسایی افراد اصلی: نام و موقعیت مکانی شاهدان رویداد های مهم باید گرفته شده و برای مصاحبه های بعد ثبت شوند. شاید لازم یا مناسب باشد تا در طول حادثه مورد مصاحبه قرار گیرند.

 مدیریت خاتمه ی حادثه: این شامل ملاحظاتی می شود مانند بازیابی مناسب به هنگام کاهش ابعاد حادثه , ادامه پیدا کردن مراقبت های لازم به علت ظاهر شدن و یا تداوم خطر, امداد رسانی و آمادگی دوباره ی افراد گروه در اولین لحظات ممکن, و آگاهی کامل مشاغل, همسایگان و دیگر افرادی که تحت تاثیر حادثه قرار گرفتند.

 در نهایت قبل از خاتمه ی یک حادثه و عقب نشینی منابع نیروهای امداد و نجات حادثه, فرمانده حادثه باید فرد را از مسئولیت در قبال سلامتی و امنیت محل حادثه و یا سازمان های همکار با امداد و نجات آگاه کرده و خطر های حاضر را مشخص کند. در نبود مشاوره از سوی سازمان های دیگر, شاید فرمانده حادثه بخواهد درباره ی چگونگی رو به رو شدن با خظرهای نهایی و سنجش کنترل موقت مشاوره بدهد. فرمانده ی حادثه باید اطمینان حاصل کند که فرد مسئول از تمامی خطر ها و وظایق تقبل شده برای تامین سلامتی و امنیت آگاه است؛ این ممکن است شامل کنترل خطرهای محیطی پنهانی ناشی از عملیات نیروهای امداد و نجات باشد.

 به همین ترتیب, مسائل امنیتی به خصوص زمانی که محوطه ی حادثه آسیب پذیر باشد باید به درستی به تمام افرادی که از سوی فرمانده امداد و نجات مسئول هستند, مخابره شود. ممکن است نیروهای امداد و نجات حادثه نوعی ثبت و ضبط مدارک را در این بخش از بازیابی مورد نظر قرار دهند.

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 5
sigmaمجموع آرا: 3

ایشان مترجم و مولف مقالات علمی سایت چگانه هستند.

تعداد کل مقالات: 243
تعداد کل نظرات : 21
تعداد کل آرا: 344
تعداد کل بازدیدها: 64722


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)