خواندن و نوشتن فلسفی | چگونه بهتر متون فلسفی را بخوانیم و بنویسیم؟

خواندن و نوشتن فلسفی | چگونه بهتر متون فلسفی را بخوانیم و بنویسیم؟

برای اینک بتوانیم متون فلسفی را بخوانیم و یا حتی متون فلسفی بنویسیم در ابتدا باید با نکاتی در این زمینه آشنا شویم. در متن زیر خلاصه ای از این نکات مورد نظر می آید.

برای خواندن فلسفه درآغاز باید به آن مشتاق باشید و تمام فکرهایی که فلسفه را بی ثمر و به دور از واقعیت می شمارند از خود دور کنید. باید به متن های فلسفی فرصت کافی بدهید تا آنچه در خود پنهان کردند برای شما آشکار سازند. باید بخواهید که از آنچه در تاریخ تفکر و فلسفه در جهان ثبت شده است، آگاهی پیدا کنید و سرنوشت فلسفه در فرهنگ ها و تمدن ها و تاثیرات متقابل آن ها برهم برایتان جالب باشد. برای این منظور بهتر است اول بدانیم که فلسفه چیست؟

 

 

چیستی فلسفه

فلسفه در واقع حوزه ای از تحقیق است که بنیادی ترین باور ها را مورد پرسش قرار می دهد و جهان بینی ما را با تحقیقات و پرسش های خود شکل می دهد. روانشناسان، حقوقدانان، پزشکان، فیزیکدانان و همه ی دانشمندان و محققان در خصوص مسائل رشته های خود پرسش هایی دارند. اما فلاسفه این پرسش هارا عمیق تر می کنند و از چرایی و چیستی و چگونگی آن ها می پرسند. مثلا یک اخترشناس نحوه ی وقوع و شرایط «بیگ بنگ»را مورد مطالعه قرار می دهد. اما یک فیلسوف درباره ی امکان وجود پدیده ی «بیگ بنگ» و ارتباط آن با آفرینش عالم و خدا پرسش می کند.

فلسفه سوالات متوهمانه و بی ارزش نمی پرسد، بلکه با مسائل بنیادین و مهمی سرو کار دارد که می توان آن ها را مهم ترین سوالات یک انسان در زندگی دانست.

در فلسفه پرسش از این که چرا به فلان مطلب یا گزاره باور داریم، در درجه ی اول اهمیت ندارد. مهم تر آن است که آیا آن گزاره قابل باور کردن و شایسته ی اعتقاد داشتن هست یا نه؟ احتمال صحت داشتن یک باور با میزان بیشتر و بهتر شدن دلایل پذیرش آن باور بالا می رود.

گاهی مردم عادی فلسفه را مساوی با جهان بینی می گیرند و می گویند: «فلسفه ی زندگی من فلان است». در این جا منظور جهان بنی فرد است که به او کمک می کند تا دنیای پیرامون خود را درک کند بتواند تصمیم بگیرد.

همه ی انسان ها دارای جهان بینی مخصوص به خود هستند. حتی کسی که معتقد است هیچ جهان بینی ندارد، همان جهان بینی اش است. پس سوال مهم این است که آیا جهان بینی ما درست است یا درست نیست؟

هر کدام از ما انسان ها در شهر و کشور خاصی که دارای فرهنگ و مذهب مخصوص به خود است، به دنیا آمده ایم و طبق عادت تسلیم شرایط خاص و باور های پیشین قوم خود شده ایم . این فلسفه است که این باورهای از پیش آماده را محک میزند و سعی می کند درست و غلط آن را آشکار سازد.

بنابراین فلسفه هم عمق زیادی دارد و هم بسیار وسیع است. فلسفه فرآیندی دقیق و کاوشی نظام مند درباره ی باورهای پایه ای انسان است. اگر بخواهیم فلسفه ورزی را دقیق تر تعریف کنیم، می گوییم عبارت است از استفاده ی نظام مند از تفکر انتقادی برای ارزیابی پاسخ به پرسش های بنیادین، وضوح بخشیدن به معنای مفاهیم و صورت بندی یا ارزیابی استدلال هایی منطقی.

ما تا وقتی معنای یک گزاره را به خوبی درک نکنیم نمی توانیم درباره ی آن فکر کنیم. بنابراین وضوح بخشیدن قدم اول برای فلسفه ورزی است. ما ابتدا باید به وضوح مفاهیم را درک کنیم تا بتوانیم در مورد آن دست به سنجش و ارزیابی بزنیم. بعد از وضوح بخشی مهم ترین بخش فلسفه ورزی یعنی ارزیابی استدلال ها آغاز می شود.هر استدلال شامل یک گزاره که به صورت ادعا بیان می شود و گزاره هایی که در جهت تایید آن گزاره هستند، می باشد. گزاره ای که تایید می شود، نتیجه و گزاره های مؤید، مقدمات نامیده می شود.

 

 خواندن و نوشتن فلسفی| چگونه بهتر متون فلسفی را بخوانیم و بنویسیم؟

تقسیم بندی های فلسفه

در یک تقسیم بندی اصلی می توان فلسفه را به ۴ بخش تقسیم کرد:

الف) مابعدالطبیعه یا متافیزیک

ب) ارزش شناسی

ج) معرفت شناسی

د) منطق

در مابعدالطبیعه به دنبال توضیح سرشت اصلی عالم وجود و موجودات درون آن هستیم. این موضوع علوم تجربی نیز هست. اما آنچه که در مابعدالطبیعه مورد پرسش قرار می گیرد، سوالاتی است که علوم تجربی از پس آن برنمی آیند. پرسش از علیت، خدا، ذهن و بدن و ... از جمله پرسش های مابعدالطبیعه هستند.

در مبحث ارزش شناسی، ارزش های اخلاقی و زیبایی شناختی مورد توجه قرار می گیرند.

فلسفه ی اخلاق رشته ای است که ارزش های اخلاقی را مطالعه می کند. در این رشته از مفاهیم خوب و بد، درست و نادرست، وظیفه و فضیلت پرسش می شود.

معرفت شناسی به توضیح معرفت، یقین و توجیه معرفت می پردازد. منطق نیز ابزاری جهت بررسی صحت استدلال هاست. در منطق قواعد استنتاج ها مورد پرسش قرار می گیرند.

 

 

سه نتیجه ی خوب نوشتن فلسفی

وقتی می خواهید متون فلسفی بنویسید، سه نتیجه ی خوب در پی دارد:

اول این که در طی نوشتن فلسفی به کشف های جدید و تازه می رسید. در واقع نوشتن فلسفه بهترین راه برای دست یابی به تفکر فلسفی است.

دوم این که نوشتن فلسفی به تفکر شما کمک می کند و از این طریق بهتر می توانید در مورد مووعات به تفکر نظام مند، تحلیلی و خلاقانه دست پیدا کنید.

سوم این که نوشتن کمک می کند تا بهتر بتوانید تفکرات فیلسوفان پیشین را دریابید و درباره ی آنچه آن ها به آن فکر می کردند، فکر کنید.

 

 

خواندن فلسفه

متن فلسفی خواندن مانند خواندن بسیاری از متون علوم دیگر نیازمند دانستن اصطلاحات و گزاره های تخصصی و غیرعادی است. اما با خواندن متون علوم دیگر تفاوت هایی نیز دارد. پس از خواندن یک متن فلسفی فقط با یک مجموعه از اطلاعات جدید تنها نمی مانید، بلکه به یک باور می رسید که باید با تحلیل خود آن را بپذیرید یا رد کنید.

نویسنده ی فلسفی سعی می کند باوری را که مطرح کرده است مؤید کند و در جهت تأیید آن استدلال و شاهد بیاورد. اما وقتی شما یک داستان یا یک متن حقوقی یا گزارشی از یک یافته ی علمی می خوانید، لزوماً به چنین پایانی نمی رسید.

اما نکاتی را برای خوب خواندن متن های فلسفی باید در نظر داشته باشید:

با ذهنی باز سراغ متون فلسفی بروید.

در آغاز راه مطالعه ی فلسفی متون برای شما عجیب و ترسناک است. این امری طبیعی است. چرا که وظیفه ی فلسفه صحبت کردن درباره ی مرزهای صعب العبور معرفت و اندیشه است. اگر می خواهید ادامه ی راه برایتان ممکن باشد باید سعی کنید بر این احساس ها غلبه کنید و از آن ها ترس و اضطرابی به خود راه ندهید. برای غلبه بر این اختلال ها توصیه هایی نیز داریم:

الف) هیچ وقت با پیش فرض های محکم در مورد نتایج به سراغ متن نروید. همیشه انتظار این را داشته باشید که نویسنده بتواند با استدلال هایی، آن چیزی که شما برای خود ثابت دانسته اید، تغییر دهد.

ب) در مورد نویسنده قضاوت قبلی نداشته باشید. اگر از قبل نویسنده را فیلسوفی بدانید که هر چه گفته است درست می باشد یا بالعکس او را یک احمق بدانید، هرگز نمی توانید چونان که شایسته و بایسته است با متن مواجه شوید.

ج) در مقابل آن چه که از یک فیلسوف مشهور می خوانید کمی تواضع نیز داشته باشید اگر آن متن به نظرتان حاوی استدلال های احمقانه و مضحک است، احتمال بدهید که ممکن است آن را به خوبی نفهمیده و اشتباه کرده باشید. شاید نیاز باشد دو مرتبه و با حوصله ی بیشتری مطالعه کنید.

د) درباره ی قضاوت های خود فکر کنید و برای آن ها دلیل بیاورید. اگر دلایل قانع کننده ای نیافتید، قضاوت های خود را اصلاح کنید.

 

خواندن و نوشتن فلسفی| چگونه بهتر متون فلسفی را بخوانیم و بنویسیم؟

خواندن و نوشتن فلسفی| چگونه بهتر متون فلسفی را بخوانیم و بنویسیم؟

فعالانه و با رویکردی انتقادی مطالعه کنید.

زمانی به سراغ متون فلسفی بروید که وقت و حوصله ی کافی داشته باشید. نمی توان متن فلسفی را به منظور تمام شدن خواند. بلکه باید در حین مطالعه به متن اندیشید. مطالعه ی متن فلسفی باید فعالانه باشد؛ یعنی باید به ساختار استدلال ها، مقدمات، نتایج و نکات کلیدی آن ها فکر کرد و آن ها را از متن بیرون کشید. همچنین باید رویکرد انتقادی نیز داشته باشید و دائماً از درست یا غلط بودن توجیحات و تحلیل ها و مقدمات اطمینان حاصل کنید. در خواندن متون فلسفی تندخوانی بیهوده است.

مقدمه را بعد از نتیجه شناسایی کنید.

در متون استدلالی که عمده ی متون فلسفی را تشکیل می دهند، هر قدر هم استدلال ها پیچیده و تودرتو باشند باید شناسایی شوند. یعنی نتایج و مقدمات هر استدلال به طور جداگانه ازهم بررسی شوند. راه حل این است که ابتدا نتیجه را پیدا کنید و سپس به دنبال مقدمات آن باشید. وقتی نتیجه ای که نویسنده در پی اثبات آن است را دانستید، فهمیدن بقیه ی متن راحت تر م شود.

طرح کلی استدلال، بازتعبیر آن و یا خلاصه ی آن را برای خود بنویسید.

اگر بتوانید در مورد یک مقاله ی فلسفی، طرح کلی استدلال را به صورت خلاصه و یا بازتعبیر بنویسید، می توانید امیدوار باشید که آن را فهمیده اید. نوشتن یک طرح کلی استدلال در گرو شناختن نتیجه و مقدمات آن است. هریک از این مؤلفه ها در قالب یک گزاره که یک جمله ی کامل است بیان می شوند. صورت کلی آن به شکل زیر است:

مقدمه ی یک

مقدمه ی دو

مقدمه ی سه

نتیجه

اگر یک مقدمه پشتیبان هایی داشته باشد، یعنی خودش نتیجه ی یک استدلال دیگر باشد، طرح به شکل زیر در می آید:

مقدمه ی اصلی یک

مقدمه ی پشتیبان اول

مقدمه ی پشتیبان دوم

مقدمه ی اصلی دو

مقدمه ی پشتیبان اول

مقدمه ی پشتیبان دوم

مقدمه ی پشتیبان سوم

مقدمه ی اصلی سه

نتیجه

البته طرح کلی مقاله نکاتی غیر از استدلال ها مانند پیش زمینه ها، جزییات تفصیلی و توضیحی و ... را نیز در برمی گیرند.

نوشتن بازتعبیر نیز می تواند در فهم مطلب مفید باشد. در این روش شما با کلمات و جمله های خود مطلب را بازگو می کنید. همچنین ارائه ی یک خلاصه یا چکیده که در واقع فشرده کردن متن و حذف موارد با اهمیت کمتر است نیز در فهم متن فلسفی مفید است.

استدلال را ارزیابی و قضاوت کنید.

در متون فلسفی کار با فهم مطلب تمام نمی شود.باید قضاوت کنید؛ یعنی درستی مقدمات و این که آیا نتیجه از مقدمات بدست می آید را نیز بررسی کنید.

پاسخ شما به این دو مورد، قضاوت شما را در مورد مقاله نشان می دهد.

 

منبع: خلاصه از کتاب چگونه فلسفه بخوانیم؟ نویسنده: لوئیس ون

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 5
sigmaمجموع آرا: 1

حمیدرضا عرفانی فر مولف مقالات علمی سایت چگانه است. به زودی اطلاعات فردی بیشتری از ایشان در معرض دید شما خواننده ی گرامی قرار خواهد گرفت.

تعداد کل مقالات: 21
تعداد کل نظرات : 0
تعداد کل آرا: 7
تعداد کل بازدیدها: 1076
خواندن و نوشتن فلسفی | چگونه بهتر متون فلسفی را بخوانیم و بنویسیم؟
چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 5
sigmaمجموع آرا: 1


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)