خدا چیست یا کیست؟ و چرا خداوند انسان را آفرید؟

خدا چیست یا کیست؟ و چرا خداوند انسان را آفرید؟

این سوال یک سوال فلسفی است که ممکن است برای بسیاری از ما پیش آمده باشد و از خود یا دیگران سوال کرده باشیم. در این مقاله سعی می شود، به این سوال از یک نگاه دینی و اسلامی و همچنین با کمی استفاده از نگاه و اصول فلسفی پاسخ دهیم.

بسیاری از ما براساس آیات قرآن، روایات و گفته های علمای دین اسلامی شنیده ایم که یکی از هدف های خلقت انسان عبادت کردن خداوند و در اوج معرفت شناخت خود اوست. اما شاید برای ما این سوال پیش آید که هدف از این شناخت و عبودیت خداوند چیست. در ادامه با استفاده از برخی مفاهیم فلسفی و تعمق شخصی نویسنده در آنها سعی می شود که به این پرسش خود و بسیاری از ما پاسخ داده شود.

ابتدا به این گفته عطار دقت کنید:  آنجا که فکر می‌کنی حق تعالی عیان است، همان‌جا پنهان است و آنجا که فکر می‌کنی حق تعالی پنهان است، همان‌جا عیان است". این گفته حالت ذات وجودی خداوند را بیان می کند که بسیاری از عرفا می‌گویند ما به ذات راه نداریم. ذات یک مفهوم فلسفی است که باید دانش فلسفی داشته باشیم تا درمورد آن صحبت کنیم اما با توجه در تفسیرها و توصیف هایی که از وجود خدا می شود این مفهوم فلسفی را می توان درک کرد. معمولا خداوند را با توصیف ویژگی های آن به انسان می شناسانند، همانطور که قرآن کریم این کار را کرده است، اما عرفا و در اوج معرفت و شناخت خدا، خداوند یک ذات وجودی است که با این توصیف ها و صفات خود به ما شناسانده می شود.

به بیان ساده باید گفت که انسان بطور کل و برخی از اندیشمندان و متکلمین تصوری از وجود یک خدایی در جایی دارند که ما را خلق کرده و در آنجا وجود دارد. اما عرفا و کسانیکه به شناخت و معرفت واقعی حق تعالی رسیده اند، به این نکته مهم رسیده اند که ما تنها با طی مراحلی می توانی وجود خدا را و آنجا که خدا ظاهر و عیان است را در یابیم و به ذات و آنجا که پنهان است راه نداریم. در واقع در اوج فهم و معرف به این نکته می رسی که ما چیزی از خدا نمی دانیم و این همان مقام ذات است. آنگونه که عطار می گوید:

آن مگو اندر اشارت نایدت       و مگو چون در عبارت نایدت

حال براساس درک این موضوع که ما به درک ذات خداوند راه نداریم و تنها از روی صفات او را می شناسیم می توانیم علت و فلسفه خلقت و آفرینش انسان را نیز درک کنیم. در حدیثی آمده است که خلق آدم علی صورته. در تفسیر این حدیث برخی گفته اند که خداوند انسان را به صورت خود آفرید. اما عرفا و فلاسفه معتقدند که این یک نوع تفسیر است و از یک منظر می توان گفت که ما هستیم که صورتی برای خداوند قائل شدیم که او ما را خلق کرده است. در واقع اگر ما خود را درک نکنیم و بر خود اشراف نداشته باشیم نمی توانیم آنچه غیر از ما است را درک کنیم. مثل اینکه ما وجود خود را نفی کنیم اما اشیاء اطراف خود را سعی کنیم که درک کنیم. بنابراین وجود و ذات خداوند نیز از وجود و ذات انسانی جدا نیست.

به بیان ساده ذات انسان خود ذات خداوند است و این هدف و غایت خلقت انسان است که از خود به خود(خداوند) برسد. با درک این حالت است که شما به مفهوم انا الحق می رسید. نفی بت پرستی و هرنوع شرک نیز از این ناشی می شود که انسان سعی می کند برای خداوند محدودیت و تجسمی قائل شود، در حالیکه ذات خداوند در خود او پنهان است.

البته درک این مفاهیم بسیار دشوار است و بسیاری از عرفا، فلاسفه، متکلمین و حکما نیز درک این حالت و معرفت واقعی از خود و خداوند را بسیار دشوار یافته اند؛ آنگونه که عطار می گوید:

قصه چیست؟ از مشکلی آشفتن است     آن‌چه نتوان گفت هرگز گفتن است

حافظ می گوید:

چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش        زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

و مولانا می گوید:

من این ایوان نه تو را نمی دانم، نمی دانم       من این نقاش جادو را نمی دانم، نمی دانم

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 5
sigmaمجموع آرا: 2

ایشان مولف مقالات علمی سایت چگانه بوده و به حوزه فاوا و کارآفرینی علاقه دارند.

تعداد کل مقالات: 231
تعداد کل نظرات : 49
تعداد کل آرا: 810
تعداد کل بازدیدها: 60170


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
M
م.ش ( 2017-05-14 12:31:58 )
خوانندگان محترم علاقه مند به این مباحث و فلسفه برای اطلاعات و توضیحات بیشتر می توانند به لینک زیر مراجعه نمایند https://goo.gl/gnF2Fn