حماسه سرای ایرانی | درباره فردوسی و شاهکار او چه می دانید؟

حماسه سرای ایرانی | درباره فردوسی و شاهکار او چه می دانید؟

شعر حماسی فردوسی همواره یکی از مهم ترین بخش های ادب فارسی بوده است. در کتاب فخیم شاهنامه، بزرگترین کتاب حماسی ایران، فردوسی بخشی از تاریخ واقعی و اسطوره ای ایران را به نمایش گذاشته است.

تولد فردوسی

هنگامی که رودکی، پدر شعر فارسی، دیده از جهان فرو بست، فردوسی بزرگترین شاعر ملی ایران و یکی از بزرگترین حماسه سرایان جهان دیده به جهان گشود. در این هنگام سال 329 بود.نامش «حسن» یا « منصور» بود. اما کنیه او را « ابوالقاسم» نوشته اند.

خانواده فردوسی

پدر فردوسی از دهقانان و دارای ثروت و رفاه بوده است. روستای باژ از آن او بوده یا در آن ده زمین های کشاورزی و باغ و ستور و دام داشته است. در روزگار پیش از اسلام رئیس طبقه کشاورزان را « دهقان» می گفتند. ولی در دوران اسلامی به بزرگان ایران دهقان گفته اند.

شاهنامه سرایی

پیش از فردوسی، دقیقی سرودن کتابی همچون شاهنامه را شروع کرده بود، اما مرگ نابهنگام به او مجال نداد که کتابش را به پایان برساند و در سال 365 یا اندکی بعد کشته شد. چون فردوسی از سرانجام دقیقی و ناتمام ماندن کتابش آگاه شد، در صدد برآمد کار او را دنبال کند. شاعر بزرگ ما در حوالی سال های 365 تا 370 شاهکار بزرگ خود را آغاز کرده و علاوه بر همین شاهنامه از نوشته های دیگر و از سخن راویان نیز بهره می جسته است.

 

 

موضوع شاهنامه

بخشی از شاهنامه افسانه و داستان های کهنی است که از زمان های بسیار قدیم سینه به سینه از گذشتگان به آیندگان رسیده بوده و طبعا در باز گفتن ها به مرور شاخ و برگ پیدا کرده بوده است. بخشی دیگر از این افسانه ها سرگذشت نیاکان ایرانیان را که مربوط به زمان های پیش از تاریخ است در بر دارد و به زمان های بسیار دوری باز می گردد که نیاکان ایرانیان و هندیان با هم در یک جا زندگی می کرده اند. دلیل این سخن آن است که برخی از این افسانه ها، در آثار بسیار کهن هندی هم دیده می شود. نام شخصیت هایی مثل جمشید، فریدون، کاووس و کیخسرو هم در نوشته های کهن ایرانی یعنی کتاب اوستا و هم در نوشته های کهن هندی یعنی ریگ ودا آمده است. بخشی دیگر از شاهنامه روایت های تاریخی است. برخی از این روایت ها بیشتر و برخی کمتر با افسانه ها در هم آمیخته است. اما فردوسی مانند دیگر ایرانیان آن دوره و دوره های پیش و پس در درستی آن ها تردید نداشته، چنان که خود گوید:

« تو این را دروغ و فسانه مدان

به یکسان روش در زمانه مدان»

 

درباره فردوسی و شاهنامه

شاهنامه فردوسی، بر خلاف آنچه نا آشنایان می پندارند، فقط داستان جنگ ها و پیروزی های رستم نیست، بلکه سرگذشت ملتی است در طول قرون و نمودار فرهنگ و اندیشه و آرمان های آنان است. برتر از همه کتابی است در خور حیثیت انسان. یعنی مردمی را نشان می دهد که در راه آزادگی و شرافت و فضیلت تلاش و مبارزه کرده مردانگی ها نموده اند و اگر کامیاب شده یا شکست خورده اند، حتی با مرگشان آرزوی دادگری و مروت و آزاد منشی را نیرو بخشیده اند... شاهنامه فردوسی همه در حمایت دادگری و خرد و مردمی و آزادگی است و راستی و نیکو کاری و وطن دوستی را تعلیم می دهد. چه ارزشی بالاتر از این که شاهنامه برای انسان کمال مطلوب می آفریند والا و بشری. مردمی که امید و آرمان و هدفی نداشته باشند زنده نمی توانند بود. پس آن که بتواند برای بشریت آمال و مقاصدی شریف بپرورد نابغه ای است بزرگ.

پیام های شاهنامه

شاهنامه در خلال داستان های دل انگیز خود مبشر پیامی است چنین پر مغز و عمیق. گویی حاصل همه تجربه ها و تفکرات میلیون ها نفوس، در فراز و نشیب حیات از پس دیوار قرون به گوش ما می رسد که آنچه را به عنوان ثمره حیات دریافته و آزموده اند صمیمانه با ما در میان می نهند و همگان را به نیک اندیشی، آزاد مردی، دادپیشگی و دانایی رهنمون می شوند. آنجا نیز که اندیشه عمر زود گذر دل ها را می لرزاند، فکر اغتنام فرصت به ما امید و دلگرمی می بخشد که:

« بیا تا جهان را به بد نسپریم

به کوشش همه دست نیکی بریم

نباشد همان نیک و بد پایدار

همان به که نیکی بود یادگار»

فردوسی در نظم داستان ها گاهی بر حسب ضرورت مقتضای داستان که از موی باریک تر و از شمشیر برنده تر است، درست مثل این است که باید به اجبار بر لبه شمشیر تیز راه پیمایی یا در دریای بی کران شناوری کند، در وادیی می افتد که سخن هر چه باشد در آن وادی مومین قدم است و راه تفته.

اما فردوسی با نیروی خداداده سخنوری و سخن آفرینی چنان از آن ورطه ها سالم و سرافراز بیرون می آید که خواننده اهل فن متحیر می شود آن مایه قدرت و استادی را بر اعجاز هنر سخنوری انسانی حمل کند یا بر وحی و الهام آسمانی. هر کس که از نعمت ذوق و استعداد طبیعی و انصاف و راستی اخلاق بهره مند باشد بی اختیار بر روان پاک و روح تابناک چنان گوینده هنرمندی درود و آفرین می فرستد. ما نیز باید بر آن روان پاک درود بفرستیم و قدر آن موهبت خداداده را بدانیم و میراث گران ارز او را از دستبرد حوادث حفظ کنیم.

 

 

 

داستان‌ های شاهنامه

عمده و بیشتر هنرمندی فردوسی در خصوص داستان هایی است که در عنصر اصلی داستان خشونت و قساوتی وحشتناک باشد به طوری که خواننده و شنونده اش هر قدر خشن باشند، از متن داستان متنفر می شوند، نظیر داستان « رستم و اسفندیار» و داستان « رستم و سهراب» و امثال آن. اینجاست که طبع گوینده در تنگنای سخن می افتد و چاره ای جز پیمودن این راه خطرناک ندارد. اما فردوسی کاملا هوشیار است که این ورطه های هولناک را چگونه باید طی کرد که خواندن داستان اثری نامطلوب در خواننده نگذارد. فردوسی با قدرت خلاقه ادبی و نیروی بلاغت و سخن آرایی دنده های زبر و خشن و نیش های گزنده داستان را سوهان کاری می کند و می تراشد، خار و خس اطراف و جوانب قصه را می پیراید. روی مناظر وحشت زای حادثه پرده خطابه و بلاغت می کشد. حوادث وحشت زای را با فلسفه عقلی و حکمت عملی اخلاقی چنان توجیه می کند که خواننده را قانع و خرسند می سازد و مقدمات و جوانب داستان را طوری ترتیب می دهد و چنان در بیان اجزای داستان سخن آرایی و ریزه کاری می کند که نه فقط از خشونت و زشتی عمل و وحشت ناگواری حادثه می کاهد و موجب دلتنگی و ملال خاطر خوانندگان نمی شود، بلکه بر درجات میل و رغبت و شوق آن ها چندان می افزاید که از خواندن و شنیدن ده بار و صد بار نیز خسته و ملول و دلتنگ نمی شوند.

شاهنامه خوانی

همین طور که شاهنامه خوانی درباره سلاطین و امرا و رجال علم و ادب، وحتی نقالی قهوه خانه ها و مجامع عمومی در مدت ده قرن یعنی حدود سی نسل ایرانی امتحان داده است و هنوز هم امتحان می دهد که هر کجا آهنگ شاهنامه خوانی صحیح بلند می شود، خود به خود همه گوش ها و دل ها را به طرف خود جذب می کند و هرکس اندک ذوق و هوشی داشته باشد، بی اختیار بدان سوی می گراید.

 

منابع:

جایگاه شاهنامه ی فردوسی در ملیت ایرانی. نویسنده : مینوی، مجتبی؛. مجله: حافظ » اسفند 1389

اکبری، منوچهر،(۱۳۹۰) ، فردوسی پژوهی، تهران، خانه کتاب، چاپ اول

مقدمه شاهنامه، مجتبی مینوی

 

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 1
sigmaمجموع آرا: 1

حمیدرضا عرفانی فر مولف مقالات علمی سایت چگانه است. به زودی اطلاعات فردی بیشتری از ایشان در معرض دید شما خواننده ی گرامی قرار خواهد گرفت.

تعداد کل مقالات: 7
تعداد کل نظرات : 0
تعداد کل آرا: 5
تعداد کل بازدیدها: 206


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)