انواع کارآفرینی سازمانی کدامند؟ کارآفرین سازمانی و کارآفرینی شرکتی

انواع کارآفرینی سازمانی کدامند؟ کارآفرین سازمانی و کارآفرینی شرکتی

همانطور که در مقاله کارآفرینی سازمانی یا کارآفرینی شرکتی چیست؟ تاریخچه و تعریف کارآفرینی سازمانی ذکر شد، تعاریف و انواع مختلفی برای کارآفرینی در سازمان یا کارآفرینی سازمانی/شرکتی ارائه شده است که از میان آنها دو مفهوم کارآفرینی سازمانی/شرکت(Corporate Entrepreneurship) و کارآفرین سازمانی(Intrapreneurship/Intrapreneur) بیشتر مورد توجه و مطالعه بوده اند. در این مقاله سعی می شود که این دو مفهوم تشریح و وجوه تمایز و تفاوت و همچنین وجوه شباهت و فصل مشترک آنها بیان شوند.

پینکات که مبدع وازه کارآفرین سازمانی است آن را با توجه به نقش فرد کارآفرین در سازمان، اینگونه تعریف می کند: کارآفرین سازمانی(intrapreneur) فردی است که در سازمانهای بزرگ همچون یک کارآفرین مستقل عمل می نماید و فعالیت وی ایجاد واحدهای جدید در سازمان، ارائه محصولات، خدمات و فرایندهای جدید می باشد که شرکت ها را به سوی رشد و سودآوری سوق دهد(منبع کتاب دکتر احمدپورداریانی، 1378، ص 136).

در مقابل واژه کارآفرینی سازمانی/شرکت توسط کوین و اسلوین(Covin & Slevin) ابداع شد و توسعه یافت. این دانشمندان کارآفرینی سازمانی یا کارآفرینی شرکتی را به مفهوم تعهد شرکت به ایجاد و معرفی محصولات جدید، فرایند های جدید و نظام های سازمانی نوین تعریف نموده اند.

البته بعد از آنها دانشمندان و محققان دیگری نیز روی این مفهوم کار کردند از جمله هورنزبی و همکاران که کارآفرینی سازمانی را بصورت زیر تعریف می کنند:کارآفرینی سازمانی بر انرژی زایی مجدد و افزایش توانایی یک سازمان برای بدست آوردن قابلیت ها و مهارت های نوآورانه تمرکز می کند.

بنابراین می توان گفت که وجه شباهت و فصل مشترک دو مفهوم کارآفرینی سازمانی و کارآفرین سازمانی در شکل دهی و وجود یک فعالیت مخاطره آمیز که منجر به خلق ارزش برای سازمان/شرکت و زنجیره ارزش او می شود، می باشد و وجه تمایز/تفاوت کارآفرینی سازمانی و کارآفرین سازمانی در این است که در حالت اول سازمان یا بخش هایی از آن بطور منظم یا سازمان یافته فعالیت کارآفرینانه و مخاطره امیز را انجام می دهند و در حالت دوم یک کارآفرین سازمانی این مخاطره را به جهت نوآوری و بهبود سازمان به عهده می گیرد و نقش فرد در حالت دوم پر رنگ تر است.

اما خود مفهوم کارآفرینی سازمانی یا کارآفرینی شرکتی(Corporate Entrepreneurship) نیز شقوق و زیرمفاهیم و تعاریف مختلفی دارد. کوین و مایلز(1991) که مبدع و پیشکسوت این مفهوم هستند، برای مفهوم کارآفرینی سازمانی از سه مفهوم فرعی فلسفه کارآفرینانه، کارآفرینی درون سازمانی و سرمایه گذاری خطر پذیر شرکتی استفاده می کنند. مفهوم فلسفه کارآفرینانه که کوین و مایلز تعریف می کنند در مطالعات کارآفرینی سازمانی با واژگان مختلفی مانند وضعیت کارآفرینانه(Entrepreneurial posture)، تعیین استراتژی کارآفرینانه و گرایش کارآفرینانه(entrepreneurial orientation) بیان شده است. همه این واژگان بیان کننده مفهومی هستند که نگاه و فعالیت کارآفرینانه درسطح کلان و استراتژیک بنگاه را در نظر می گیرد و به طور قطع این نگاه در سطح کلان بدون نقشی که مدیریت بنگاه/سازمان ایفا می کند قابل اجرا نمی باشد. کوین و مایلز با بهره گیری از این مفهوم چهار نوع کارآفرینی سازمانی را تعریف می کنند که بعدها از آنها تعبیر به کارآفرینی استراتژیک(که سطح یک سازمان را پوشش می دهد) شده است. در زیر هر یک از این چهار نوع کارافرینی استراتژیک تعریف می شوند:

  1. تولد مجدد پایدار سازمانی(Sustained regeneration)، شناخته ترین شکل کارآفرینی سازمانی می باشد. با بکار گیری این مفهوم، شرکت به دنبال توسعه فرهنگ، فرایند و ساختار برای پشتیبانی و تشویق جریان مستمر معرفی محصولات جدید به بازارهای موجود و همچنین ورود محصولات موجود به بازارهای جدید می باشد.
  2. فرایندها، ساختارها و توانایی های شرکت اهداف جوان سازی سازمانی(organization rejuvenation) هستند. باتوجه به بهبود بخشیدن توانایی شرکت برای اجرای استراتژی ها، جوان سازی سازمانی  معمولا" منجر به تغییر در فعالیت های زنجیره ارزش می شود.  از طریق فرایند و نوآوری های اداری به جای نوآوری در محصولات، جوان سازی سازمانی نشانگر آن است که سازمان از طریق فرایندها و ساختارها علاوه بر معرفی محصولات جدید و ورود به بازارهای جدید با محصولات موجود،می تواند عملکرد کارآفرینانه بیشتری داشته باشد. 
  3. در نوسازی استراتژیک(Strategic renewal) شرکت به تغییر در نحوه رقابت می پردازد. از اینرو ماهیت رقابتی با رقبا را از طریق تمرکز شرکت بر نوسازی استراتژی هایی که شرکت را بطور موفقیت آمیزی با محیط بیرونی اش هم جهت می سازد، تغییر می دهد.کارآفرینی سازمانی در شکل نوسازی استراتژیک به شرکت اجازه می دهد تا به شکل سودآوری فرصت های بازار محصول را مورد بهره برداری قرار دهد.
  4. از طریق باز تعریف قلمرو سازمان(domain redefinition)، شرکت به شکل فعالی به دنبال ایجاد موقعیتی برای بازار محصول است که رقبا تا کنون به آن پی نبرده و یا در این زمینه اقدامی نکرده اند. در این صورت تمرکز بر دستیابی به آنچه امکان پذیر است و نه بهره برداری از امکانات موجود می باشد.تعهد برای دادن توان مجدد به شرکت بوسیله تعریف مجدد قلمرو اغلب با قصد ایجاد مزایای اولین و یا پیشرو بودن می باشد.
چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 4.7
sigmaمجموع آرا: 3

ایشان مولف مقالات علمی سایت چگانه بوده و به حوزه فاوا و کارآفرینی علاقه دارند.

تعداد کل مقالات: 260
تعداد کل نظرات : 65
تعداد کل آرا: 1004
تعداد کل بازدیدها: 105890


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)