استارتاپ چیست و چگونه یک استارتاپ راه بیندازیم؟

استارتاپ چیست و چگونه یک استارتاپ راه بیندازیم؟

چند سالی است که اکوسیستم استارتاپی در ایران رواج پیدا کرده است که خبر خیلی خوبی است اما خبر ناامید کننده این است که بسیاری از افرادی که استارتاپ خود را به راه انداخته‌اند و یا درصدد راه‌اندازی یک استارتاپ هستند، با روال انجام کار آشنایی نداشته و دید جامعی نسبت به آیندهٔ استارتاپ خود ندارند. به عبارت دیگر، هرگز نمی‌دانند که چگونه استارتاپ و مهم‌تر از آن، تیم استارتاپی خود را از نقطهٔ «الف» به نقطهٔ «ب» هدایت کنند. آنچه در این مقاله قصد داریم مورد بررسی قرار دهیم، این نیست که «چگونه می‌توان یک استارتاپ به راه انداخت؟» بلکه خواهیم دید که «چگونه می‌توانیم یک استارتاپ موفق راه بیندازیم؟» اما پیش از هر چیز، به توضیحی اجمالی در مورد یکسری مفاهیم مرتبط خواهیم پرداخت.

پیش از پرداختن به این موضوع که به شکل می‌شود یک ایدهٔ استارتاپی را به موفقیت رساند، بایستی این نکته را یادآور شویم که در ایران، حباب استارتاپی چیزی است که مدیران کسب و کارهای نو بایستی مراقب‌اش بوده تا در دام آن نیافتند!

حباب استارتاپی چیست؟
در پاسخ به این سؤال که حباب استارتاپی چیست؟ بایستی بگوییم که خیلی‌ها بر این باورند که به محض راه‌اندازی یک کسب و کار نو، با حداقل هزینه و سرمایه‌گذاری می‌توانند به درآمد چندین میلیونی در ماه برسند و نکتهٔ دیگر این که خیلی اوقات در مورد استقبال کاربران در مورد ایدهٔ خود دچار اشتباه می‌شوند؛ مضاف بر این، رسانه‌ها بیش از آن که به شکست‌های ایده‌های استارتاپی بپردازند، صرفاً متمرکز روی ایده‌های موفق استارتاپی می‌شوند فلذا مخاطبین بر این باور خواهند شد که هر ایدهٔ استارتاپی به قول معروف «می‌گیرد» که چنین دیدگاهی کاملاً اشتباه است!

واقعیت امر آن است که پیش از راه‌اندازی استارتاپ خود، همواره بایستی این نکته را مد نظر داشته باشیم که احتمال شکست استارتاپ‌ها در دنیا بسیار بالا -چیزی در حدود ۹۵ درصد- است که این آمار با توجه به شرایط کاری، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایران، به مراتب بالاتر است؛ زمانی که با چنین دیدگاهی قدم به دنیای استارتاپی می‌گذاریم، در صورتی هم که جزو درصدی باشیم که محکوم به شکست هستند، خیلی شکه نخواهیم شد چرا که از قبل خود را برای چنین سرنوشتی آماده کرده‌ بودیم و در صورتی هم که به موفقیت دست یابیم، می‌توانیم خود را برای گام‌های بعدی که عبارتند از بزرگ کردن مقیاس کسب و کار و تبدیل استارتاپ خود به یک شرکت بزرگ آماده سازیم.

استارتاپ چیست؟
حال که تاحدودی با مفهوم «حباب استارتاپی» آشنا شدیم، نیاز است تا کمی بیشتر در مورد مفهوم خود «استارتاپ» بدانیم. از طرف کارآفرینان، اصحاب رسانه، اساتید دانشگاه و حتی کسانی که طیف گسترده‌یی از استارتاپ‌های موفق و ناموفق به راه انداخته‌اند تعاریف مختلفی از استارتاپ ارائه شده است اما اگر بخواهیم مفهومی تجمیع شده از دیدگاه‌های مختلف در مورد استارتاپ ارائه دهیم، با تعریفی همچون چیزی که در ادامه می‌بینید مواجه خواهیم شد:

«استارتاپ یک کسب و کار نوپا و موقتی است که با استفاده از فناوری‌، روی ایده‌یی خلاقانه کار می‌کند که قابلیت توسعه‌پذیری و تکرار‌پذیری داشته باشد که هدف اصلی آن، درآمدزایی و کارآفرینی است.»

اگر بخواهیم تعریف فوق الذکر را تاحدودی به زبان عامیانه بازنویسی کنیم، بایستی بگوییم که «استارتاپ به مجموعه‌یی از افراد گفته می‌شود که به صورت خیلی غیررسمی و موقتی دور هم جمع می‌شوند و یک مدل کسب و کار را توسعه می‌دهند تا با استفاده از فناوری‌های روز دنیا همچون اینترنت، کامپیوتر، وب، موبایل و غیره روی ایده‌یی که جدید است و نمونه‌های مشابه آن در بازار نیست و یا اگر هم باشد خیلی کاربرپسند نیستند کار می‌کنند تا در نهایت بتوانند برای خود و سایر علاقمندان دست به ایجاد کار زنند و در نهایت به درآمدزایی برسند اما در عین حال این نکته را هم مد نظر دارند که ایدهٔ ایشان این قابلیت را باید داشته باشد که در آینده با گسترش زیرساخت‌ها، منابع مالی و … توسعه یابد و در عین حال، با تکرار روند انجام کارها، بتوان دست به تولید خدمات یا محصولات مبتنی بر ایدهٔ مد نظر به صورت مکرر زد.

استارتاپ ویکند چیست؟
حال که متوجه شدیم منظور از استارتاپ چیست، حتماً باید این نکته را مد نظر داشته باشیم که مفاهیم استارتاپ یا استارتاپ ویکند دو مقولهٔ کاملاً متفاوت از یکدیگر هستند؛ اصطلاح «استارتاپ ویکند» یک رویداد آخر هفتهٔ ۵۴ ساعتی است که در چنین رویدادی توسعه‌دهندگان، ایده‌پردازان، گرافیست‌ها و سایر علاقمندان دور هم جمع شده تا روی ایده‌هایی بدیع کار کرده و در نهایت در پایان روز سوم، یک دمو، پروتوتایپ و پرزنتیشن از ایدهٔ خود ارائه دهند.

همان‌طور که از تعاریف استارتاپ و استارتاپ ویکند مشخص است، استارتاپ نوعی از کسب و کار است اما استارتاپ ویکند یک رویداد کارآفرینی است که می‌تواند منجر به ایجاد یکسری استارتاپ جدید گردد.

به نظر می‌رسد که تا اینجای کار با یکسری مفاهیم اولیهٔ مرتبط با استارتاپ آشنا شدیم؛ حال قصد داریم ببینم که به چه شکل می‌توان یک استارتاپ را راه انداخته و مهم‌تر از آن، استارتاپ خود را به موفقیت رساند که در ادامه، گام‌هایی را در همین راستا معرفی خواهیم کرد.

شروع، شروع شروع!
در راه اندازی استارتاپ، اگر ایده‌آل بخواهیم به قضیه نگاه کنیم و منتظر بمانیم که بهترین MVP را به بازار عرضه کنیم، خیلی کاری از پیش نخواهیم برد چرا که ماهیت استارتاپ با چابکی و سرعت عجین است و به جای ایده‌آل‌گرایی، توصیه می‌شود که خیلی سریع دست به کار شده و اگر به طور مثال استارتاپ شما مرتبط با حوزه‌های وب و یا اپ موبایل است، دامنهٔ مد نظر را ثبت کنید، شروع به کدنویسی کنید، طرح اولیهٔ محصول را بکشید و در نهایت یک Prototype (پروتوتایپ یا نمونهٔ اولیه) ارائه دهید (MVP مخفف واژگان Minimum Viable Product به معنی «محصول حداقلی» است. به طور کلی، منظور از محصول حداقلی، نمونه‌یی از ایدهٔ مد نظر است با کمترین قابلیت‌ها و ویژگی‌ها به بازار عرضه می‌شود که با کمک آن‌ها می‌توان محصول مد نظر را به مشتریان احتمالی عرضه کرده و از ایشان در مورد محصولشان فیدبک گرفت.)

متفاوت یا بهتر باشد!
درست است که پیش از این گفتیم که استارتاپ با «ایده‌یی بدیع و خلاقانه» عجین است اما گاهی اوقات در راه‌اندازی استارت اصلاً نیاز به ایده‌یی جدید یا خلاقانه نداریم بلکه به سادگی می‌توان ایده‌های قدیمی را به شکلی بهتر یا متفاوت‌تر به مشتریان عرضه کرد و همین برتری یا تفاوت می‌تواند برگ برندهٔ استارتاپ شما باشد.

با این تفاسیر، می‌توان گفت که کارآفرینان الزاماً آدم‌های خلاقی نیستند بلکه آدم‌هایی هستند که از دریچهٔ چشم افراد عادی به دنیای پیرامون خود نگاه نمی‌کنند و به همین دلیل، می‌توانند متفاوت فکر کنند،‌ متفاوت عمل کنند و مهم‌تر از همه، راه‌کاری متفاوت برای کارهای روزمرهٔ سایر افراد بیابند.

از مشاورهٔ دیگران بهره‌مند شوید
زمانی که ایده‌یی در سر داریم و قصد راه‌اندازی یک استارتاپ را داریم، مسلماً به تمامی حوزه‌های مورد نیاز مثل مدیریت منابع انسانی، امور مالی و مالیاتی، کدنویسی، تحلیل بازار، برندسازی، مارکتینگ و … مسلط نخواهیم بود و اینجا است که باید از مشاورهٔ افراد صاحب نظر در حوزه‌های فوق الذکر بهره‌مند گردیم.

در صورتی که علیرغم نداشتن دانش کافی در حوزه‌هایی که در آن‌ها صاحب نظر نیستیم شروع به کار کنیم، ماهیت استارتاپ‌مان دچار مشکل خواهد شد چرا که پیش از این گفتیم یکی از راه‌کارهایی که از آن طریق می‌توان بدون داشتن ایده‌یی خلاقانه، دست به راه اندازی یک کسب و کار نو زد، داشتن برتری نسبت به رقبا و یا متمایز بودن است و یکی از چیزهایی که می‌تواند منجر به این برتری/تفاوت گردد، به خدمت گرفتن افراد صاحب نظر در حوزه‌هایی است که خودمان در آن‌ها صاحب نظر نیستیم اما برای موفقیت خود نیاز مبرم به آن‌ها داریم.

حال ممکن است این سؤال پیش بیاید که به خدمت گرفتن افراد صاحب نظر در چنین حوزه‌هایی مستلزم صرف هزینه‌های بالایی است و از آنجا که استارتاپ‌ها معمولاً از پرداخت چنین هزینه‌هایی معذورند، قادر نخواهند بود تا از مشاورهٔ افراد خبره بهره‌مند گردند.

یکی از استراتژی‌هایی که مدیران کسب و کارهای نو می‌توانند در چنین شرایطی به کار گیرند، این است که از خود چنین مشاورینی بخواهند تا به جای مشاوره، دست به کار شده و مشکل را مرتفع سازند و در عوض بخشی از سهام استارتاپ یا سودی که قرار است در آینده کسب شود را به ایشان اختصاص داد.

یک شریک خوب پیدا کنید
گفتیم که برای انجام کارها می‌توانید از افراد صاحب نظر استفاده نمایید؛ یک استراتژی دیگر در پیشبرد اهداف استارتاپی خود، یافتن یک شریک مناسب است. شما هرچقدر هم که انگیزه و پشت‌کار داشته باشید، باز هم ۲۴ ساعت در شبانه‌روز زمان دارید که بخشی از آن را به کار روی استارتاپ خود، بخشی را به استراحت و بخشی را هم به سایر کارها اختصاص دهید و اینجا است که اهمیت داشتن یک «شریک خوب» دوچندان می‌شود.

یک شریک تجاری خوب که باری را از روی دوش شما بردارد، می‌تواند نقشی همچون کاتالیزگر ایفا کرده و در صورتی که تقسیم وظایف به درستی صورت گیرد، فعالیت‌های استارتاپی شما به سرعت به مراتب بیشتری به پیش خواهند رفت.

حال وظیفهٔ اصلی شما و شریک‌تان این است که علاوه بر رسیدگی به وظایف خودتان، سایر اعضای تیم را به توانمندی‌هایشان واقف گردانید و کاری کنید تا ایشان بتوانند از تمام پتانسیل خود برای پیشبرد اهداف استارتاپ استفاده نمایند (که صد البته چنین کاری اصلاً کار آسانی نبوده و در دنیا مدیران اندکی -همچون استیو جابز- توانسته‌اند از عهدهٔ چنین کاری برآیند.)

دورکاری
پیش از این گفتیم یکی از چیزهایی که می‌تواند ضامن موفقیت استارتاپ شما شود، به خدمت گرفتن افراد خبره و حرفه‌یی است. حال اگر قصد داشته باشیم تا در یک شهرستان و یا نقطه‌یی دور افتاده دست به راه اندازی استارتاپ بزنیم، به طور حتم آدم‌های حرفه‌یی در همسایگی خود و یا جایی که در آن زندگی می‌کنیم نخواهیم یافت و اینجا است که مجبور به استخدام نیروهای «دورکار» خواهیم شد. به خدمت گرفتن نیروهای دورکار، چندین مزیت دارد که در ادامه سعی می‌کنیم برخی از مهم‌ترین آن‌ها را برشمریم.

نیروی حضوری نیاز به محل اِسکان دارد و تأمین چنین محلی، مستلزم صرف هزینه برای تهیهٔ آب، گاز، برق، تلفن، میز، صندلی، وسائل گرمایشی، کولر و … است و این در حالی است که اگر بتوانیم نیروهای دورکار به خدمت بگیریم، تمامی این هزینه‌ها به حداقل خواهند رسید.

خیلی از افراد -به خصوص برنامه‌نویسان و توسعه‌دهندگان- دوست دارند به صورت دورکاری و پروژه-محور کار کنند؛ علاوه بر این، خیلی از افراد هستند که تمایل دارند به جای خروج از خانه، هزینه کردن برای تردد مابین محل سکونت و محل کار، آلودگی و غیره، در خانه دست به کار شوند. در چنین شرایطی اگر بتوانیم چنین فضایی را برای برخی از اعضای تیم استارتاپی خود فراهم سازیم که تمایلات این‌گونه دارند، به خوبی توانسته‌ایم به یکی از نیازهای اصلی ایشان پاسخ دهیم.

به جای کسب درآمد، روی ارائه یک محصول خوب متمرکز شوید!
اگر قصد دارید یک استارتاپ ناموفق ایجاد کنید، از بدو تشکیل گروه استارتاپی تمرکز خود را روی «پول» معطوف کنید! و اگر هم قصد دارید به موفقیت‌های بزرگی برسید، روی ارائه یک محصول منحصر به فرد تمرکز کرده و مطمئن باشید که در کنار آن به درآمدزایی هم خواهید رسید. همین و بس!

روی مارکتینگ سرمایه‌گذاری کنید
مارکتینگ یکی از چیزهایی است که کسب و کارهای نو می‌بایست برای خدمات و یا محصولات خود روی آن سرمایه‌گذاری کنند؛ هرگز به مارکتینگ به دید «اتلاف پول و زمان» نگاه نکنید بلکه آن را به عنوان ابزاری بسیار مؤثر که از آن طریق می‌توان نیاز بازار را پیدا کرده و مطابق با نیاز مشتریان، خدمات و محصولاتی منحصر به فرد به بازار عرضه کرد نگاه کنید که منجر به خرید مشتریان بالقوه می‌شود.

یک ایدهٔ استارتاپی صرفاً نباید در ذهن کارآفرین و خالق آن استارتاپ وجود داشته باشد بلکه برای موفقیت باید شناخت دقیقی از مشتریان پیدا نموده و نیازهای ایشان را شناخت. ما هرچه سریع‌تر نسبت به نیازهای مشتریان خود اشراف پیدا کنیم، زودتر می‌توانیم نواقص خدمات و یا محصولات خود را بیابیم و در نتیجه کمک به موفقیت بیش از پیش استارتاپ خود نماییم.

به غیر از موارد فوق الذکر، چیزهای بسیار زیاد دیگری هم می‌توان در نظر گرفت که کمک به موفقیت یک ایدهٔ استارتاپی می‌کنند اما آنچه خواندیم، به عنوان مهم‌ترین عواملی است که در راه اندازی یک استارتاپ می‌توان در نظر گرفت.

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 4.1
sigmaمجموع آرا: 34

ایشان مولف مقالات علمی سایت چگانه هستند

تعداد کل مقالات: 11
تعداد کل نظرات : 5
تعداد کل آرا: 125
تعداد کل بازدیدها: 17340


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
M
م.ش ( 2016-12-31 12:19:36 )
مقاله نسبتا خوبی بود