آیا ما واقعا عاشق می شویم | عاشق شدن با زندگی مشترک چه تفاوتی دارد؟

آیا ما واقعا عاشق می شویم | عاشق شدن با زندگی مشترک چه تفاوتی دارد؟

عاشق شدن یکی از بهترین تجربه های زندگی ما انسان هاست. اما در کنار تمامی تجربیات تلخ و شیرینی که انسان در زندگی شخصی خود دارد یکی از بهترین مسیرهای زندگسی مسیر عاشق شدن است. البته در زندگی تعاریف بسیار گوناگونی در مورد عشق و عاشقی به گوش می رسد که تنها موردی که می توان بدان استناد نمود یک حالت شخصی و احساساتی است.اینکه شما با عشق چگونه رفتار نموده اید و یا عشق چگونه شما را ساخته است موضوع بحث ما نیست در این مقاله بدین موضوع می پردازیم که آیا تنها عشق یکبار در زندگی انسان رخ می دهد؟ آیا عشق احساسی یکبار مصرف است؟ در ادامه با چگانه همراه شوید.


بیشتر افرادی که از عاشق شدن خاطرات بدی را در اختیار دارد در زندگی آینده خود می توانند عاقلانه تر و متناسب تر رفتار کنند. اگر تجربه یک عشق شکست خورده، نامزدی از دست رفته یا حتی زندگی مشترکی را داشته اید که با فوت همسر یا طلاق به پایان رسیده است، باید بدانید که ازدواج بعدی شما و رابطه جدید عاطفی که آغاز می کنید، اهمیت زیادی دارد.
تجربیات یک فرد زخمی عشق و کسی که قبلا شکست عشقی داشته می تواند بسیار کاربردی و در عین حال بسیار مفید باشد. شما تجربیاتی دارید که می توانید از آنها برای بهتر کردن رابطه جدیدتان استفاده کنید یا به واسطه آنها زندگی تان را یک بار دیگر به چالش بکشید.

عاشقی برای من یک جاده یک طرفه است!
ممکن است شما نیز این جمله را از کسانی که اط عشق خود جدا شده باشند شنیده اید. اما این گفته تا چه اندازه می تواند حقیقت داشته باشد؟ وفاداری به عشق از دست رفته، یکی از خطاهای بزرگ اما رایج آدم‌های عاشق است. برای این افراد مهم نیست که وارد رابطه‌ای حقیقی شده باشند یا تنها عشقی خیالی را تجربه کرده باشند.
یک ضرب المثل قدیمی می گوید که مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد و این ضرب المقل مصادق حال افرادی است که یک بار شکست عشقی و حال و هوای آن را تجربه کرده اند. آنها می‌گویند به احترام کسی که دوستش دارند، هرگز عاشق نمی‌شوند. اما یک رابطه سالم، رابطه‌ای است که با واقعیت زندگی هم‌خوان باشد.

من به دلیل حرف های فامیل ازدواج نمودم!
یکی از بزرگترین اشتباهات یک شخص می تواند ازدواج با چشم و گوش بسته باشد. ازوداج های فامیلی زورکی و یا تحت لقای زور خانواده منجر به طلا های زودرس می شود که می تواند نتایج خوفناکی را به همراه داشته باشد. ازدواج نه وظیفه است و نه راهی برای جلب توجه یا انجام خواسته دیگران. ازدواج یک قرارداد اجتماعی- عاطفی است که لازمه‌اش وجود اندازه‌ای از دوست داشتن و احساس نیاز برای داشتن شریکی برای زندگی است.
برای ازدواج های دوم که این موضوع بسیار عمیق تر و بد تر می شود.در بسیاری از موارد اصرار فرزندان و همچنین همسایگان، اهمیت ندادن فرزندنا به والدین و مجبور شدن آنها برای داشتن یک هم زبان و نیاز فرزندان به داشتن مراقب یا آرزوی والدین به دیدن عروس و داشتن نوه‌ها، هیچ همه از دلایلی است که می تواند منجر به ازدواج دوم شود که شک نکنید هیچکدام نمی‌تواند انگیزه‌ای منطقی و درست برای نشستن پای سفره عقد باشد و آمار بالای طلاق در جامعه این روزهای ما هم نشان می‌دهد که انگیزه‌های نادرست شروع زندگی و ناتوانی آدم‌ها در انتخاب شریک مناسب برای زندگی و در روبه‌رو شدن با چالش‌های دنیای بعد از ازدواج تا چه اندازه در ویران شدن یک رابطه تاثیرگذار است.

وقتی پای ازدواج به میان می‌آید، دیگر خود فرد به تنهایی سوژه تصمیم‌گیری نیست. با تصمیمی که او می‌گیرد زندگی افراد دیگر هم درگیر می‌شود. بعید نیست فردی که دیگران را مسئول وارد شدنش به رابطه می‌داند، به جای تلاش کردن برای حل چالش‌ها و ایجاد صمیمیت بیشتر با همسرش، بار مسئولیت را متوجه خود نداند و انرژی و انگیزه‌ای برای بهتر کردن شرایط یک ارتباط عاطفی نداشته باشد.حتی اگر همه دوستان‌تان به خانه بخت رفته‌اند، حتی اگر والدین‌تان برای ساختن یک زندگی به شما فشار می‌آورند و حتی اگر به اصرار کسی را برای بودن در کنارتان پیشنهاد می‌کنند، تا زمانی که در خود توانایی اداره زندگی مستقل را نمی‌بینید و تا زمانی که احساسی از درون شما را به سمت چنین شروعی هل نمی‌دهد؛ کسی را به زندگی‌تان راه ندهید. به زن یا شوهری كه قرار است با شما زندگی كند به عنوان مرد یا زن زندگی تان نگاه كنید. همه چیزهایی كه در رابطه عاطفی قبلی به كار می بستید سعی كنید اكنون برای او در نظر بگیرید. سعی کنید عشق جدیدتان را همیشه تازه نگه دارید و از تصور این که «این چیزها برای من دیر شده»، یا «من قبلا این تب و تاب را گذرانده ام و دیگر حوصله اش را ندارم» فاصله بگیرید.

جوگیر نشوید!
شما یکبار تجربه عاشقی و مکله شقی را دیده و با گوشت و گوست خود تجربه نموده اید و لطفا مراقب باسید جوگیر نشوید. یکی از مهمترین عواملی که می تواند در ازدواج دوم برای شما مخرب باشد دو عامل است یکی احساسی شدن و دیگر سرد بودن بیش از حد. به همان نسبت که بی احساس بودن برای رابطه جدید شما خطرناک است، زیادی احساساتی شدن هم خطرناک است. ازدواج‌هایی كه مبنای احساسی دارند ازدواج‌های پرخطری هستند؛ فردی كه برای فرار از شرایط موجود ازدواج می‌كند.
برای نجات دادن طرف مقابل از مشكلاتی كه دارد، کسی که فکر می کند دیر شده و سنش بالا رفته، كسانی كه به لحاظ احساسی هنوز درگیر رابطه قبلی هستند و کسانی که معیارهای تناسب سنی، ظاهری، تحصیلی، اقتصادی، فرهنگی، اعتقادی، جایگاه اجتماعی، شغلی و حتی سلامت جسمی، روانی، اعتیاد طرف مقابل را نادیده می‌گیرند.
عشق همانند یک تله می ماند که می تواند شما را در دام خود اسیر کند. مراقب تله های عاطفی باشید. شما تازه ممکن است از یک رابطه عاطفی جدا شده باشید. به خود فرصت تمرکز و فکر کردن بدهید نگذارید احساسات قاطی زندگی شما بشود. تا می توانید از احساسات دوری کنید.
اگر می خواهید عاشق شوید اینبار کمی قدم های خود را اهسته برداشته و ارام ارام جلو بروید. مطمئن باشید حضور یک فرد قابل اطمینان در کنار شما بساط خوشبختی را برایتان فراهم خواهد نمود.

چه امتیازی به این مقاله می دهید؟
1
2
3
4
5
averageامتیاز: 0
sigmaمجموع آرا: 0

ایشان مولف مقالات وبسایت چگانه هستند.

تعداد کل مقالات: 89
تعداد کل نظرات : 1
تعداد کل آرا: 54
تعداد کل بازدیدها: 5601


نظرات کاربران


(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)
(فیلد اجباری)